سوره انعام؛ در جزءهای هفتم و هشتم جای گرفته است. سوره انعام در ترتیب نزول، پنجاه و پنجمین سوره‌ای است که بر پیامبر اسلام(ص) نازل شده و مکی است. در سوره‌های مکی، شرح و توضیح اصول عقاید دین، یعنی توحید، نبوت و معاد بیشتر تکرار شده است.

Itled.jpg

معرفی سوره

سوره مبارکه انعام ششمین سوره قرآن کریم است. نام این سوره از آیه ۱۳۶ آن گرفته شده است و در این سوره به چهارپایان و احكام مربوط به آن‌ها از نظر حلال و حرام بودن گوشت اشاره شده است. این سوره در مكّه نازل شده و ۱۶۵ آیه دارد. مبارزه با شرک و بت پرستى، دعوت به اصول سه گانه توحید و نبوّت و معاد، و بیان كردار و اعمال و بدعت هاى مشركان و مبارزه با آن از جمله موضوعاتی است که در سوره مبارکه انعام به آن‌ها پرداخته شده است.[۱]سوره انعام جزو سوره‌هایی است که کل آیات آن به صورت یکجا و یکپارچه بر پیامبر(ص) نازل شده است. همچنین از آن رو که با حمد خداوند آغاز می‌شود، جزو سوره‌های حامدات است. علت نامگذاری این سوره به نام «اَنعام»، سخن گفتن از چهارپایان در ۱۵ آیه آن است. منظور این سوره از چهارپایان، حیوانات اهلی مانند گاو و گوسفند و شتر و بز است.

محتوای سوره

هدف اصلی این سوره بیان توحید و اثبات پروردگار یگانه برای انسان و تمام جهانیان است. برای این منظور داستان گفت‌وگوی حضرت ابراهیم(ع) با کافران درباره بیهوده بودن پرستش ستارگان، ماه و خورشید در این سوره آمده است. خداوند متعال‌، به‌ دنبال‌ بیان‌ این‌ داستان‌، از پذیرش‌ درخواست‌ آن‌ حضرت‌ مبنی‌ بر پیامبری‌ اسحاق‌ و یعقوب‌ و دیگر نوادگان‌ ابراهیم‌(ع) یاد می‌کند و به‌ همین‌ مناسبت‌، جامع‌ترین‌ فهرست‌ دربردارنده نام‌های‌ پیامبران‌ را - ۱۷ نام‌ - در این‌ قسمت‌ از سوره‌ می‌آورد. آنگاه‌، پیامبر اسلام(ص) را وارث‌ و جانشین‌ همه آن‌ پیامبران‌ الهی‌ مخاطب‌ قرار می‌دهد و او را موظف‌ می‌کند تا‌ اعلام‌ کند که‌ دعوت او به اسلام جنبه ملی‌ و قومی‌ ندارد و مخاطب‌ او همه جهانیان هستند.

سوره انعام‌ اعلامیه جامع‌ عقیده‌ و شریعت‌ اسلام‌ است‌. سراسر این‌ سوره‌ اعلام‌ مواضع‌، پاسخ‌ به‌ شبهات‌ و اشکالات‌ مخالفان به اسلام و خداوند است که از سوی پیامبر اکرم(ص) توسط این سوره بیان می شود. تکرار ۴۴ بار فعل امرِ «قُل‌ْ: به معنای بگو» در این‌ سوره‌ تأکیداتی‌ پیاپی‌ بر مواجهه با شبهات است که به صورت استدلال بر ضد مشرکان و مخالفان توحید و نبوت و معاد آمده است. تلاش همیشگی قرآن برای اصلاح عقیده انسان به ویژه درباره الوهیت و عبودیت، در این سوره نمایان شده است.[۲]مشرك نبودن و خدا را معبود قرار دادن، نيكی به پدر و مادر، دوری كردن از پستی‌های اخلاقی، پرهيز از قتل نفس، تعدی نكردن به مال يتيم، عدالت در گفتار و قضاوت، وفای به عهد شرعی و الهی از جمله مواردی است كه در اين سوره به عنوان نكات اخلاقی و تربيتی ذكر شده است.نيكی به والدين بايد بدون واسطه انجام گيرد و والدين وظيفه دارند در تربيت صحيح فرزندان كوشا باشند و به نيازهای روحی، فكری و معنوی آنها توجه كنند. صراطی كه شاهراه حقيقت است چهار كمين‌گاه مهم دارد و بايد نسبت به آنها التفات و توجه بيشتری كرد. اولين كمين‌گاه حق‌الناس است و حق الناس گناهی است كه توبه از آن نزد خداوند پذيرفته نمی‌شود. وی از دومين كمين‌گاه با عنوان امانت‌داری ياد كرد و كمين‌گاه‌های بعدی را صله‌رحم و نماز دانست.[۳]

امنیت در پرتو تعالیم دینی

خداوند در آيه سوره مباركه «انعام» می‌فرمايد: «وَ لَمْ یَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ»؛ كسانی كه به پروردگار ايمان آورده‌اند و ايمان خود را به «مُهْتَدُون» ظلم و ستم نيالوده‌اند، برای آنان امنيت و آرامش است و آنان هدايت يافتگان‌اند. امنيت موضوعی است كه با حيات انسان همراه بوده و از نياز‌های اساسی او محسوب می‏شود، اميد به زندكی، پيشرفت و ترقی در بسياری از زمينه‌ها اعم از پيشرفت فرهنگی، اقتصادی و دست‌يابی به قله‌های صنعت و تكنولوژی در پرتوی امنيت ميسر و ممكن است. تأثيرپذيری امنيت از سياست، فرهنگ، اقتصاد، افزايش جمعيت و بالاخره تأثير آن بر كليه شاخصه‌های توسعه و حيات انسانی به مقوله امنيت نقش بنيادين و زيربنايی داده است، فيلسوفان كه دغدغه تحقق عدالت داشته‌اند، امنيت را شرط ضروری «عدل» دانسته‌اند و كسانی كه به رفاه می‏انديشند، امنيت را عامل اصلی آسايش شمرده‌اند و آنان كه بر توسعة سياسی، اقتصادی و... اصرار دارند امنيت را مهم‌ترين عامل تلقی كرده‌اند. هر چند تأمين و تضمين امنيت از و ظايف دولت و حكومت است ولی تأمين آن طبيعی‌ترين انتظاری است كه ملت از حكومت دارند.

از گذشته تا به حال تلاش‌های زيادی جهت تعريف امنيت انجام گرفته است؛ برخی امنيت را فقدان تهديد تعريف كرده‌اند. بعضی امنيت را مترادف با صلح تعريف كرده‌اند و معتقد‌اند امنيت جنبة تأمين دارد. برخی ديگر امنيت را مترادف با صلح تعريف كرده‌اند و معتقد شده‌اند فقدان تهديد نسبت به منافع ملی يك كشور مساوی با امنيت است.[۱] برخی مانند گالتنگ مفهوم امنيت را «اطمينان بخش» مطرح كرده‌اند و امنيت را مترادف با ريشه‌كن كردن خشونت از جوامع انسانی دانسته‌اند.

راغب در مفردات، در تعريف امنيت می‏گويد: اصل امنيت از طمأنينه و آرامش و از ميان رفتن ترس و خوف است. امن و امان در اصل مصدر هستند و به حالت و وضعی اطلاق می‏شود كه انسان در آرامش باشند. گاه نيز بر چيز‌های اطلاق می‏شود كه انسان بر آن امانت‌دار و امين است. امنيت يك مفهوم كلی است لذا خودش دارای اجزايی است و جمع ميان اين اجزا باعث ايجاد مفهومی به نام امنيت می‏شود. اين اجزا كه يكی از آن‌ها «ثبات» است و يكی ديگر «نظم» با يكديگر ارتباط دارند و دارای تأثير و تأثر متقابل است. از سوی ديگر اين اجزا هر كدام بر روی يك طيف تعريف می‏شوند. بنابراين، نظم وضعيتی است كه از نظم كامل تا بی‌نظمی كامل را شامل می‏شود. بديهی است كه بی‌نظمی بر ثبات تأثيرگذار خواهد بود و در حركت ثبات به سمت بی‌ثباتی اثر خواهد گذاشت. بنابراين، مطلوب يا نامطلوب بودن وضعيت هر يك از اجزا بر روی يك ديگر تأثير داشته و در نهايت بر روی امنيت تأثير گذار خواهد بود. قرآن كريم هر نوع امنيت را حق طبيعی انسان می‌داند. درباه امنيت «وَقَضَى رَبُّكَ أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِیَّاهُ جانی» می‌فرمايد: وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاهُمَا فَلاتَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلاتَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلا (اسراء/ ۲۳)؛ به پدر و مادرت نيكی كنيد هرگاه يكی از آن دو يا هر دوی َرِيمًا آن‌ها نزد تو به سنّ پيری رسند، كمترين اهانتی به آن‌ها روا مدار و بر آن‌ها فرياد مزن و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آن‌ها بگو.از منظر قرآن بسياری از عوامل كه در ايجاد امنيت روحی و روانی در زندگی توأم با آرامش نقش حياتی و اساسی دارد عملكرد انسان است. از آيات قرآن در می‏يابيم كه عذاب و ناامنی‌های كه در محيط زندگی جوامع به وجود می‏آيد، نتيجه عملكرد خودسرانه و انحراف از صراط فطرت خدايی خويش است. لذا برای هرنوع خاص از انحراف، بلايی ويژه‏ای نازل ميشود و به عبارت ديگر هر انحراف پيامد خاص خودش را دارد.[۴]

ضرورت حفظ عدالت در گفتار

قرآن كريم تنها به اقامه عدل و دادگری در بين مسلمانان اكتفا نمی‌كند، بلكه به مؤمنان دستور می‌دهد كه حتی لازم است با دشمنان باعدل و دادگری رفتار كنند و می‌فرمايد: «وَ لا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏»۵، بغض و عداوتی كه با قوم و جماعتی داريد شما را به ناديده گرفتن عدل و دادگری در معامله با ايشان وادار نكند، بلكه در همه احوال و با همه افراد بدادگری رفتار كنيد، چراكه دادگری نزديك به تقوای الهی است.در آيات بسياری از قرآن امر به رعايت عدالت و دادگری و تعظيم و تكريم شأن عدالت آمده است و می‌فرمايد: «وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْل‏»، هرگاه در بين مردم به قضاوت و داوری نشستيد، به عدالت حكم كنيد. حتی خداوند به مسلمانان دستور می‌دهد كه درگفتارشان هم رعايت عدالت كنندو می فرمايد: «وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى »(انعام/152)، هنگامی‌كه سخنی (در كار داوری يا گواهی و يا روايت خبری) گفتيد دادگری كنيد و ازحق منحرف نشويد هرچند كسی كه سخن به نفع يازيان او گفته می‌شود از خويشاوندان باشد.

از جمله ركن انتظام زندگى مسلمانان آنست كه در گفتار نيز عدالت را رعايت كنند و از اظهار حقيقت و صدق گفتار تخلف نكنند و به‌منظور جلب نفع و يا دفع ضرر از خود و خويشان و دوستان از حقيقت و اظهار واقع دريغ نكنند و در ادای شهادت و اقرار و وصيت و داورى و حكميت واقع و حقيقت را بيان كنند و تفاوت ميان خويشان و اجنبى نگذارند, بدون ترديد قرآن كريم وحی الهی است كه خداوند برای هدايت و سعادت بشر فرستاده است، اين كتاب حاوی كليه قوانين زندگی از خانواده گرفته تا جامعه و غيره مطرح كرده است و اگر انسان بخواهد به كمال برسد بايد برای اداره جامعه به قوانين الهی چنگ زده و به آنها جامه عمل بپوشاند.[۵]

اجتناب از اسراف و مصرف گرایی

«اسراف» در زبان عربی به معنای خارج شدن از حد تعادل و ميانه‌روی است به طوری كه عقلاً و شرعاً جايز نيست. خداوند در قرآن كريم در آيه ۱۴۱ سوره مباركه «انعام» می‌فرمايد: «وَهُوَ الَّذِی أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»،«و اوست كه باغ‌های معروش (باغهائی كه درختانش روی داربستها قرار می‏گيرند) و باغهای غير معروش (درختانی كه نياز به داربست ندارند) آفريد، و همچنين نخل و انواع زراعت را كه از نظر ميوه و طعم با هم متفاوتند و (نيز) درخت زيتون و انار را كه از جهتی با هم شبيه و از جهتی تفاوت دارند (برگ و ساختمان ظاهريشان شبيه يكديگر است در حالی كه طعم ميوه آن‌ها فوق العاده متفاوت) از ميوه آن به هنگامی كه به ثمر می‏نشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد، اسراف نكنيد كه خداوند مسرفين را دوست نمی‌دارد».بديهی است محبوب بودن نزد پروردگار از عالی‌ترين آرمان‌هايی است كه انسان موحد آنرا تعقيب می‌كند و دائماْ در پی آن است به هر طريق ممكن، و با روش‌ها و سلوك لازم به اين مقام والا دست پيدا كند.

هيچ چيز دردناك‌تر و سوزناك‌تر از اين نيست كه آدمی متوجه شود كه به خاطر سوء عملكرد ساده‌، از نظر و لطف خدا افتاده است. نعمت‌زاده با بيان اينكه واژه «تبذير» ارتباط معنايی نزديكی با اسراف دارد، تصريح كرد: تبذير از نظر لغت‌شناسان به معنای زياد خرج كردن، بيهوده خرج كردن و پراكندن مال است و به تعبير ديگر، تبذير آنست كه مال در غير موردش مصرف شود هرچند كم باشد، و اگر در موردش صرف شود تبذير نيست هرچند زياد باشد. از وقتی كه بشر برای رفع نيازهايش به مصرف روی آورد پس از اينكه از حد ضرورت گذشت آرام آرام به علت جهل و غفلت و روح سيری‌ناپذيرش به سوی رفاهيات رفت و سپس رويكرد ريخت و پاش در زندگی‌اش وارد شد و اينجا بود كه اسراف شكل گرفت. اسراف با فطرت پاك انسان‌ها و احكام دين مبين اسلام در تضاد است، اين موضوع در قرآن و روايات مذموم شده‌است زيرا كه «اسراف» يك فاجعه‌ خانمان‌سوزی است كه به تندرستی و سلامت روح و جان آدمی لطمه می‌زند و موجب دردهای فردی و اجتماعی در شئون مختلف زندگی می‌شود.شايسته است با ميل و رغبت به سراغ معنا و مفهوم «اسراف» برويم تا به بازشناسی آن بپردازيم و چنانچه آثار آنرا در وجود خود يافتيم به حول و قوه الهی برای درمان آن اقدامی شايسته انجام دهيم.[۶]

فضایل سوره

در فضیلت این سوره از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است: «سوره انعام به یکباره بر من نازل شده و هنگام نزول ، هفتاد هزار فرشته که در حال تسبیح «سبحان الله» و تمجید «الحمدلله» گفتن هستند آنرا مشایعت و همراهی کردند. هر کس این سوره را بخواند این ۷۰ هزار فرشته در شب و روز، به تعداد آیات سوره انعام بر او درود می فرستند.

در روایتی دیگر از ایشان آمده است: «هرکس سوره انعام را قرائت نماید، برای او پاداشی از درّ، به وزن همه چهارپایانی که خداوند در دار دنیا آن را آفریده است، خواهد بود و به تعداد تمام درّها، صد هزار حسنه و صدهزار درجه به او عنایت می شود...»امام جعفر صادق علیه السلام نیز در این باره فرموده است: سوره انعام به صورت کامل و یکباره بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است. پس آن را عظیم و عزیز بدارید. زیرا در ۷۰ جای آن نام خداوند برده شده است و اگر مردم می دانستند چه آثار و برکاتی در این سوره نهفته است آن را رها نمی کردند.[۷]

آثار و برکات سوره انعام

۱) در امان ماندن از آتش جهنم

ابن عباس گوید: «هرکس سوره انعام را در هر شب بخواند از جمله کسانی است که در روز قیامت در امان است و هرگز آتش جهنم را به چشم خود نخواهد دید...»

۲) برآورده شدن حاجات

امام صادق علیه السلام فرمودند: «هر کس به درگاه خداوند محتاج نیازی باشد و برآورده شدن آن نیاز را خواسته باشد، پس ۴رکعت (۲تا دو رکعت) نماز بگزارد و بعد از حمد سوره انعام را بخواند و پس از فراغت از نماز بگوید:

« یا کریم، یا کریم، یا کریم، یا عظیم، یا عظیم، یا عظیم، یا اعظمُ من کلُّ عظیم، یا سمیعَ الدُّعاءِ، یا من لا تُغَیّرُهُ الایّامُ و اللّیالی، صلّ علی محمدٍ و آل محمد، وارحَم ضعْفی و فقری وَ فاقَتی وَ مسْکَنَتی، فانّکَ اَعْلَمُ بها منّی، و انت اعلمُ بحاجتی، یا من رَحِمَ الشیْخَ یعقوب، حین رَدَّ علیه یوسفُ، قرّةَ عَیْنِهِ، یا منْ رَحِمَ ایّّوبَ بعد حُلُولِ بلائهِ، یا من رحم محمداً وَ منْ الْیُتْمِ آواهُ، وَ نَصَرَهُ علی جبابرةِ قریشٍ وَ طَواغیتها، وَ امْکَنَهُ منهم، یا مُغیثُ، یا مُغیثُ، یا مُغیث» و این یا مغیث را چندین بار بگوید، سوگند به آن که جانم به دست اوست، اگر خداوند را پس از آن که این نماز را به جا آوردی و پس از قرائت این سوره، با این دعا بخوانی، و آنگاه از خداوند تمامی نیازها و حوائجت را بخواهی، نسبت به تو، مضایقه نفرماید و آن را به تو ببخشد انشاء الله.»

همچنین آورده اند: در روز چهارشنبه ۷۰ مرتبه این آیه «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ » ؛ اوست خدایی یگانه هیچ خدایی جز او نیست دانای نهان و آشکار و بخشاینده و مهربان است. رابخواند و بر اهل علم و قلم فائق آید و فتوحات برای او حاصل شود و حوائج او برآورده می شود.

۳) بهبود بیماری

امام باقر علیه السلام فرموده است: «هرگاه به بیماری ای دچار شدی و از آن می ترسی که به تو زیان برساند، سوره انعام را قرائت کن، زیرا با قرائت این سوره آنچه از این بیماری بیم داری به تو نخواهد رسید.»

۴) طلب آمرزش ملائک

روایت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم: «هر کس نماز صبح را به جماعت بخواند و در جای نمازش نشسته و سه آیه اول سوره انعام را قرائت نماید خداوند ۷۰ فرشته را مأمور می کند تا فرارسیدن روز قیامت خداوند را تسبیح گویند و برای او طلب آمرزش می کنند.»

امام رضا علیه السلام نیز فرمودند: «هر کس سوره انعام را بخواند فرشتگان برای او تا روز قیامت تسبیح می گویند.»

ختم مجرب

پنجشنبه یا جمعه (روز یا شب) رو به قبله فاتحه بخواند و شروع به خواندن سوره انعام نماید تا آیه «مثل ما اوتی رسل الله» و برخیزد ۲ رکعت نماز حاجت بخواند در هر رکعت بعد ۷ بار «حمد» ۷بار «آیة الکرسی» و ۷ بار سوره«کوثر» بخواند و بعد از اتمام نماز سوره را از «الله اعلم حیث...» تا آخر سوره بخواند. آنگاه سر بر سجده نهد و ۷۰ بار بگوید: «لا اله الا الله محمد رسول الله» و ملتمسانه از ذات باری تعالی حاجت بطلبد که رد حاجت محال است. [۸]

منابع

خبرگزاری ایکنا

ارجاعات

فهرست سوره‌ها

سوره قبلی:

1.-

2.- سوره بعدی:

3.-

۱.الفاتحة ۲.البقرة ۳.آل عمران ۴.النساء ۵.المائدة ۶.الأنعام ۷.الأعراف ۸.الأنفال ۹.التوبة ۱۰.يونس ۱۱.هود ۱۲.يوسف ۱۳.الرعد ۱۴.ابراهيم ۱۵.الحجر ۱۶.النحل ۱۷.الإسراء ۱۸.الكهف ۱۹.مريم ۲۰.طه ۲۱.الأنبياء ۲۲.الحج ۲۳.المؤمنون ۲۴.النور ۲۵.الفرقان ۲۶.الشعراء ۲۷.النمل ۲۸.القصص ۲۹.العنكبوت ۳۰.الروم ۳۱.لقمان ۳۲.السجدة ۳۳.الأحزاب ۳۴.سبإ ۳۵.الفاطر ۳۶.يس ۳۷.الصافات ۳۸.ص ۳۹.الزمر ۴۰.غافر ۴۱.فصلت ۴۲.الشورى ۴۳.الزخرف ۴۴.الدخان ۴۵.الجاثية ۴۶.الأحقاف ۴۷.محمد ۴۸.الفتح ۴۹.الحجرات ۵۰.ق ۵۱.الذاريات ۵۲.الطور ۵۳.النجم ۵۴.القمر ۵۵.الرحمن ۵۶.الواقعة ۵۷.الحديد ۵۸.المجادلة ۵۹.الحشر ۶۰.الممتحنة ۶۱.الصف ۶۲.الجمعة ۶۳.المنافقون ۶۴.التغابن ۶۵.الطلاق ۶۶.التحريم ۶۷.الملك ۶۸.القلم ۶۹.الحاقة ۷۰.المعارج ۷۱.نوح ۷۲.الجن ۷۳.المزمل ۷۴.المدثر ۷۵.القيامة ۷۶.الانسان ۷۷.المرسلات ۷۸.النبإ ۷۹.النازعات ۸۰.عبس ۸۱.التكوير ۸۲.الإنفطار ۸۳.المطففين ۸۴.الإنشقاق ۸۵.البروج ۸۶.الطارق ۸۷.الأعلى ۸۸.الغاشية ۸۹.الفجر ۹۰.البلد ۹۱.الشمس ۹۲.الليل ۹۳.الضحى ۹۴.الشرح ۹۵.التين ۹۶.العلق ۹۷.القدر ۹۸.البينة ۹۹.الزلزلة ۱۰۰.العاديات ۱۰۱.القارعة ۱۰۲.التكاثر ۱۰۳.العصر ۱۰۴.الهمزة ۱۰۵.الفيل ۱۰۶.قريش ۱۰۷.الماعون ۱۰۸.الكوثر ۱۰۹.الكافرون ۱۱۰.النصر ۱۱۱.المسد ۱۱۲.الإخلاص ۱۱۳.الفلق ۱۱۴.الناس