نکر (ریشه)
ریشه «نکر» (NKR)؛ انکار، نادیدن گرفتن، ناشناخته بودن. این ریشه 37 بار در قرآن کریم بهکار رفته است.
معنای لغوی
نكر: (بر وزن فرس و قفل) نشناختن گويند «نَكِرَ الامر: جهله» كار را ندانست «نَكِرَ الرّجل: لم يعرفه» يعنى او را نشناخت، انكار نيز بدان معنى است در مصباح آمده: «انكرته انكارا» يعنى او را نشناختم. انكار بمعنى عيب گرفتن و نهى كردن نيز آمده است.
يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَ يُنْكِرُونَها نحل: 83 نگارنده گويد: إِنْكَار نوعى عدم قبول است.
فَلَمَّا رَأى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً هود: 70. يعنى چون ابراهيم ديد دست فرشتهها بطعام نميرسد ندانست كه فرشتهاند و طعام نميخورند، از آنها احساس ترس كرد.
وَ جاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ يوسف: 58. برادران يوسف آمده و بر او وارد شدند يوسف آنها را شناخت حال آنكه او را نميشناختند.
نُكْر (بر وزن قفل) كار دشواريكه غير معروف است. فَحاسَبْناها حِساباً شَدِيداً وَ عَذَّبْناها عَذاباً نُكْراً طلاق: 8. از آنشهر حساب گرفتيم حسابى شديد و عذابش كرديم عذابى سخت، عذابى كه غير معروف بود و بنظر نميامد.
مُنْكَر: (بصيغه مفعول) ناشناخته «مقابل معروف» كار منكر و امر منكر آنست كه بقول راغب: عقل سليم آنرا قبيح و ناپسند ميداند يا عقل در باره آن توقّف كرده و شرع بقبح آن حكم ميكند. منظور از آن در قرآن معصيت است. وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ آل عمران: 104. باشد از شما امّتى كه بخير دعوت ميكنند و بمعروف و كارهاى پسنديده (اعم از واجب و مستحب) امر و از معصيت نهى ميكنند (قاموس قرآن، ج7، ص109-110).
ساختهای صرفی در قرآن
نَکِرَ (فعل مجرد): 1 بار
اَنکَرَ (فعل باب افعال): 3 بار
نَکَّرَ (فعل باب تفعیل): 1 بار
اَنکَر (صفت تفضیل): 1 بار
نَکیر (صفت فعیل): 5 بار
نُکر (اسم): 3 بار
نُکُر (اسم): 1 بار
مُنکِر (اسم فاعل، باب افعال): 4 بار
مُنکَر (اسم مفعول، باب افعال): 18 بار
ریشهشناسی
زبان | لفظ | لفظ با آوانویسی عربی | معنای انگلیسی | معنای فارسی | توضیح | منبع |
قرآن | نَکِرَ | نَکِرَ | نَکِرَ | نكر: نشناختن گويند «نَكِرَ الامر: جهله» كار را ندانست «نَكِرَ الرّجل: لم يعرفه» يعنى او را نشناخت، انكار نيز بدان معنى است در مصباح آمده: «انكرته انكارا» يعنى او را نشناختم | قاموس قرآن، ج7، ص: 109 | |
آفروآسیایی | ||||||
سامی | *nVkar- | نکر | 'ignore, disapprove' | "نادیده گرفتن، رد کردن" | ||
جبالی | nkɔr | نکُر | ||||
عربی | nkr | نکر |