ملت

از قرآن پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۷:۲۱ توسط Shojaei (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

ملت؛ به معنای آیین و روشی است که یک قوم یا یک گروه آن را دارا هستند و به واسطه همین روش و آیین از دیگر گروه ها متمایز می شوند. البته، گستره معنایی این واژه بعدها وسعت یافته و به مردم یک کشور یا یک منطقه اطلاق شده است که متعلق به یک تابعیت و از یک سرزمین واحد هستند. این واژه در قرآن نیز به معنای آیین و روش بد و خوب به کاررفته است. آیین و روش خوب در قرآن همان آیین حضرت ابراهیم (ع)، حضرت اسحاق(ع) و حضرت یعقوب (ع) با نام آیین حنیف بیان شده است و آیین و روش بد همان آیین شرک و بت پرستی است که از مردم خواسته شده تا پیرو این آیین نباشند. فهرست

ملت در اصطلاح

ملت(nation) كلمه ملّت از امللت الكتاب به معناى املا است.[۱] در سابق وقتى مى‏خواستند براى جمع كثيرى سخنرانى كنند، از چهار طرف هر صد قدم فردى را مى‏گذاشتند تا كلمات سخنران را به سايرين املا كند و بدين وسيله پيام سخنران به گوش جمعيت ميليونى مى‏رسيد. از این رو، ملت به معنای آيين املاشده است.[۲] این واژه بعدها از بار معنایی دینی به بار معنایی اجتماعی–سیاسی تغییر پیدا کرد و از معنای اولیه آن که ره، روش و آیین بوده، فاصله گرفته و به معنای مردم، تغییر و بار سیاسی پیدا کرد. بدین روی در دوران حاضر ملت به مجموعه‌ای از افراد گفته می شود که بواسطه اشتراک در همه یا اکثر عواملی چون نژاد، سرزمین، زبان، فرهنگ و تاریخ عقاید و جهان‌بینی، به هم پیوند خورده و احساس تعلق و هویت مشترک دارند.[۳]

حوزه معنایی «ملت» در قرآن

«ملت» در اصطلاح قرآن به معني راه و روش و طريقه ای است كه از طرف يك رهبر الهي بر مردم املاء شده است.[۴] راه و آیینی که از طرف خدا به پیامبران بیان شده و پیامبران(ع) به مردم ابلاغ می نمایند و مردم را بر اساس آن رهبری نماید.[۵]

این ملت ویژگی هایی دارد که آن را از سایر مفاهیم یا شریعت ها و یا ادیان متمایز می کند. درواقع، ملت نشان از آیین و روشی دارد که از دیگران گرفته شده است؛ ولی خود را ملزم می دانند که در عمل خود از آن پیروی کنند.[۶] از این رو، ملت به الله یا خدا نسبت داده نشده است؛ بلکه به پیامبران(ع) یا افراد دیگر نسبت داده می شود؛ چرا که ملت علاوه بر آیین یا دین خاص، سیره و سنت آن پیامبر(ع) در اجرای آن نیز شامل می-شود.[۷] برای نمونه، ملت در هشت یا نه مورد درباره «مکتب‌های الهی» بویژه به نام «حضرت ابراهیم(ع)»[۸] اضافه شده است.[۹] ملت ابراهیم ویژگی هایی دارد که از جمله آنها می توان به حق گرایی[۱۰]، نبود شرک[۱۱]، تسلیم بودن، جهاد، اقامه نماز[۱۲] است. علاوه بر این، ملت درباره «مکتب‌های باطل»[۱۳] یا آیین های غیر ابراهیم[۱۴] نیز به کار رفته است. [۱۵]

منابع

ایکنا

بى ‏آزار شيرازى، عبدالكريم، (1380)، باستان شناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى.

دانشنامه پژوهه؛ ملت

دانشنامه حوزه

راغب اصفهانی، حسین بن محمد، (1412ق)، المفردات فی غریب القرآن؛ محقق صفوان عدنان داوودی، بیروت: دارالعلم الدار الشامیه.

طباطبایی، محمد حسین،(1374ش.)، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، چاپ پنجم، قم: انتشارات جامعه مدرسین حوزه ی علمیه قم.

موسسه تحقیقاتی ولی عصر؛ ملت

ویکی جو؛ ملت

ویکی فقه؛ ملت در قرآن

ارجاعات

  1. .راغب اصفهانی، 1412، ص773
  2. بى‏آزار شيرازى، 1380، ص265.
  3. . دانشنامه پژوهه؛ ملت
  4. موسسه تحقیقاتی ولی عصر؛ ملت؛ دانشنامه حوزه
  5. . ویکی فقه؛ ملت
  6. . طباطبایی، 1374، ج5، ص576.
  7. .ویکی فقه؛ ملت در قرآن؛ تعبیر «ملت» در مکتب شهید سلیمانی همسو با فهم دینی از این واژه است؛ بررسی تفاوت شريعت، دين و ملت در اصطلاح قرآن
  8. . وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ‏؛ «و چه كسى- جز آنكه به سبك مغزى گرايد- از آيين ابراهيم روى برمى‏تابد؟ و ما او را در اين دنيا برگزيديم؛ و البته در آخرت [نيز] از شايستگان خواهد بود». (بقره/130) وَ قالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى‏ تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ‏؛ «و [اهل كتاب‏] گفتند: «يهودى يا مسيحى باشيد، تا هدايت يابيد»؛ بگو: «نه، بلكه [بر] آيين ابراهيم حق‏گرا [هستم‏]؛ و وى از مشركان نبود.» (بقره/135) وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا؛ «و دينِ چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا كرده و نيكوكار است و از آيين ابراهيم حق‏گرا پيروى نموده است؟ و خدا ابراهيم را دوست گرفت» (نساء/125)
  9. . دانشنامه پژوهه؛ ملت؛ ویکی جو؛ ملت
  10. . قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ‏؛ بگو: «آرى! پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده است: دينى پايدار، آيين ابراهيمِ حق‏گراى! و او از مشركان نبود.» (انعام/161)
  11. . ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ‏؛ «سپس، به تو وحى كرديم كه: «از آيين ابراهيم حق‏گراى پيروى كن، [چرا كه‏] او از مشركان نبود.» (نحل/123)
  12. . وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ؛ «و در راه خدا چنان كه حق جهاد [در راه‏] اوست جهاد كنيد، اوست كه شما را [براى خود] برگزيده و در دين بر شما سختى قرار نداده است. آيين پدرتان ابراهيم [نيز چنين بوده است‏] او بود كه قبلًا شما را مسلمان ناميد، و در اين [قرآن نيز همين مطلب آمده است‏] تا اين پيامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشيد. پس نماز را برپا داريد و زكات بدهيد و به پناه خدا رويد. او مولاى شماست؛ چه نيكو مولايى و چه نيكو ياورى« (حج/78)
  13. . وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ ‏؛ «و آيين پدرانم، ابراهيم و اسحاق و يعقوب را پيروى نموده‏ام. براى ما سزاوار نيست كه چيزى را شريك خدا كنيم. اين از عنايت خدا بر ما و بر مردم است، ولى بيشتر مردم سپاسگزارى نمى‏كنند» (یوسف/38) ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ‏؛ «[از طرفى‏] اين [مطلب‏] را در آيين اخير [عيسوى هم‏] نشنيده‏ايم؛ اين [ادّعا] جز دروغ‏بافى نيست» (ص/7)
  14. قالَ لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ‏؛ «گفت: «غذايى را كه روزى شماست براى شما نمى‏آورند مگر آنكه من از تعبير آن به شما خبر مى‏دهم پيش از آنكه [تعبير آن‏] به شما برسد. اين از چيزهايى است كه پروردگارم به من آموخته است. من آيين قومى را كه به خدا اعتقاد ندارند و منكر آخرتند رها كرده‏ام» (یوسف/37)
  15. تعبیر «ملت» در مکتب شهید سلیمانی همسو با فهم دینی از این واژه است؛ اسلام، ارزشمندی تمدن و فرهنگ را در نتیجه آن می‌داند