بغی (ریشه)

از قرآن پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۱ اوت ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۰۳ توسط Tabasi (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''ریشه «بغی»''' (BĠY)؛ خواستن، تجاوز کردن. این ریشه به دو معنای «خواستن» و «تعدی و تجاوز کردن» (با حرف علی) آمده و جمعا 96 بار در قرآن کریم به‌کار رفته است. == معنای لغوی == بَغى: طلب توأم با تجاوز از حد. «إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

ریشه «بغی» (BĠY)؛ خواستن، تجاوز کردن. این ریشه به دو معنای «خواستن» و «تعدی و تجاوز کردن» (با حرف علی) آمده و جمعا 96 بار در قرآن کریم به‌کار رفته است.

معنای لغوی

بَغى: طلب توأم با تجاوز از حد. «إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَيْهِمْ» قصص: 76 قارون از قوم موسى بود و بر آنها برترى كرد.

«وَ لا تَبْغِ‏ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ» قصص: 77 در زمين فساد مجوى‏ (قاموس قرآن، ج1، ص207).

ساخت‌های صرفی در قرآن

معنای حمله و تجاوز

بَغِیَ علی (فعل مجرد): 11 بار

بَغی (اسم): 11 بار

باغی (اسم فاعل): 3 بار

بَغِیّ (صفت فعیل): 2 بار

بِغاء (مصدر): 1 بار

معنای خواستن

بَغِیَ (فعل مجرد): 14 بار

اِبتَغَیَ (فعل باب افتعال): 34 بار

اِبتِغاء (مصدر باب افتعال): 14 بار

اِنبَغَیَ (فعل باب انفعال): 6 بار

ریشه‌شناسی

زبان واژه آوانگاری معنا توضیحات ارجاع
فارسی بین‌المللی فارسی انگلیسی
آفروآسیایی باستان bVġ بغ آرزو داشتن wish Orel, 88 (no. 362)
سامی باستان bVġiw, bVġiy بغو، بغی جستجو کردن، آرزو کردن look for, wish
عبری בָעָה باعا bāˁā پرس‌و‌جو کردن، موجب تورم یا جوشیدن

(انفعال.) جستجو شده

inquire, cause to swell or, boil up

Niph. searched out

Gesenius, 126
اوگاریتی bġy بغی آشکار کردن، نشان دادن to reveal, show DelOlmo, 218
آرامی בְעָא، בְעֵי بعا، بعی beˁā, beˁī جستجو کردن، پرس و جو کردن، پرسیدن، درخواست کردن، بررسی کردن

درخواست کردن، دعا کردن؛

خواستن، میل؛ نیاز داشتن

to search, inquire, ask, examine

to ask, pray

want, desire; to require

Jastrow, 181
سریانی ܒܥܐ بِعا beˁā جستجو کردن، خواستن، تلاش کردن to seek, desire, endeavour with PayneSmith, 50
مندایی - Macuch, -
فنیقی - Krahmalkov, -
اکدی/آشوری buˀˀū I, II بُعّو (1 و 2) به دنبالِ ...

جستجو کردن، دنبال کردن

sought for

to look for, seek for

Black, 51
حبشی - Leslau, -
سبائی BˁW بعو غلبه بر دشمن؛ حمله به موقعیت دشمن overcome enemy; assault enemy position Beeston, 26
عربی بغی

ابتغی

بغی علی

خواستن

جستن

تجاوز کردن

مشکور، 77

Zammit, 98

منابع

بغی (واژگان)

منابع ریشه شناسی