وزع (ریشه)

نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ نوامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۵:۲۸ توسط Tabasi (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''ریشه «وزع»''' (WZˁ)؛ تحریک کردن، برانگیختن. این ریشه 5 بار در قرآن کریم به‌کار رفته است. == ساخت‌های صرفی در قرآن == یوزَعُ (فعل مجهول): 3 بار أوزَعَ (فعل باب افعال): 2 بار برای مشاهده تفصیلی آیات، نک: وزع (واژگان) == ریشه‌شناسی == {| class="wikitable" | rowspan="2" |...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

ریشه «وزع» (WZˁ)؛ تحریک کردن، برانگیختن. این ریشه 5 بار در قرآن کریم به‌کار رفته است.

ساخت‌های صرفی در قرآن

یوزَعُ (فعل مجهول): 3 بار

أوزَعَ (فعل باب افعال): 2 بار

برای مشاهده تفصیلی آیات، نک: وزع (واژگان)

ریشه‌شناسی

زبان واژه آوانگاری معنا توضیحات ارجاع
فارسی بین‌المللی فارسی انگلیسی
آفروآسیایی باستان ʒwˁ ژوع ترسیدن، ترس داشتن be afraid Orel, 547 (no. 2636)
سامی باستان zūˁ زوع لرزیدن از ترس tremble of fear
عبری זוּעַ زوعَ zūˁa لرزیدن، تکان خوردن tremble, quake Gesenius, 266-265
זְוָעָה زواعا zəwāˁā موضوع لرزه، وحشت، ترس object of trembling, terror, fright عربی. زاعَ، زَعزَعَ
זִיז


זִיזא

זוז

زیز


زیزا

زوز

zīz


zīzā

اسم جمع. جنبندگان، چیزهای متحرک (یعنی حیوانات)

کِرم

coll. moving things (i. e. beast(


worm

اوگاریتی - DelOlmo, -
آرامی זוּעַ زوعَ zūˁa چکه کردن

حرکت کردن، تکان دادن، لرزیدن

to drip

to move, shake,

tremble

Jastrow, 388-389
הִזִיעַ هیزیعَ ḥīzīˁa عرق کردن، چکیدن؛ حرکت کردن؛ تحریک شدن to perspire, drip; to move; to be agitated باب Hifal (= افعال)
אָזִיעַ آزیعَ ˀāziˁa تکان دادن، ترساندن؛ عرق کردن to shake, frighten; to sweat باب Afel (= افعال)
سریانی ܙܳܥ

ܙܘܥ

زُع

زوع

zoˁ

zuˁ

در حرکت بودن، حرکت دادن، تکان دادن به این طرف و آن طرف،

از نظر جسمی یا ذهنی آشفته، لرزیدن، غلغلک دادن، لرزیدن

to be in motion, moved, shaken to and fro,

agitated physically or mentally, to quake, quiver, tutter, tremble

PayneSmith, 113-114
ܐܙܝܥ اَزیع ˀaziˁ حرکت کردن، به حرکت درآوردن،

تکان دادن، تأثیر گذاشتن، مزاحمت، تشویش، ترساندن. هم زدن

برانگیختن، هیجان زده‌ کردن

to move, set in motion,

shake, affect, disturb, disquiet, terr1fy; to stir

up, rouse, excite, instigate

باب APH. (= افعال)
مندایی ZUA زوء هم زدن، حرکت دادن AF. to stir, move Macuch, 164
فنیقی - Krahmalkov, -
اکدی/آشوری زو طوفان storm-wind Gesenius, 266
حبشی - Leslau,
سبائی WZˁ وزع وازع: لقب فرمانده قبیله یا فرمانده نظامی title of tribal and military commander Beeston, 167
زع سیطره، تسلط، کنترل n. control
عربی وزع

زاع

زعزع

؟

وادار کردن، تکان دادن

چیزی را سخت تکان دادن، تحریک کردن

مشکور، -

Zammit, 432

مشکور، 346، 332

منابع

وزع (واژگان)

منابع ریشه شناسی