قدس (ریشه)

ریشه «قدس» (QDS)؛ پاک بودن، مقدس بودن. این ریشه جمعا 10 بار در قرآن کریم آمده است.

معنای لغوی

قدس: پاكى. پاك مصدر و اسم بكار رفته است. «الْقُدْسُ: الطّهر» (قاموس). «وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ...» (بقره: 87).

ساخت‌های صرفی در قرآن

قَدَّسَ (فعل باب تفعیل): 1 بار

مُقَدَّس (اسم مفعول، باب تفعیل): 3 بار

قُدّوس (صفت): 2 بار

قُدُس (اسم): 4 بار

برای مشاهده تفصیلی آیات، نک: قدس (واژگان)

ریشه‌شناسی

زبان واژه آوانگاری معنا توضیحات ارجاع
فارسی بین‌المللی فارسی لاتین
آفروآسیایی باستان *ḳud- قُد بریدن، پاره کردن cut, tear بن ثنایی احتمالی Orel, 348 (No. 1601)
سامی باستان *ḳud- قُد بریدن، پاره کردن cut, tear
عبری קדשׁ قدش qdš انگاره جدایی و عزلت idea of separation,

withdrawal

Gesenius, 871-874
קֹדֶשׁ قُدِش qōdeš جدایی، تقدس apartness, sacredness
קָדוֹשׁ قادوش qāduš مقدس sacred, holy
קָדַשׁ قادَش qādaš جدا شدن، تقدیس شدن be set apart, consecrated فعل ساخته‌شده از اسم
מִקְדָּשׁ میقداش mīqdāš مکان مقدس، حرم sacred place, sanctuary
اوگاریتی qdš قدش مقدس، به عنوان اسم: "قدوس" holy one, as a noun "the Holy One” DelOlmo, 695-697
qdš II قدش حرم، مکان مقدس sanctuary
qdšt قدشت اسم مؤنث: مقدس، قدّیسه adj./n. f. "holy" > 'the Holy One'
آرامی קָדַשׁ قادَش qādaš [بریده شدن، جدا شدن]، پاک بودن/ شدن، مقدس شدن [to be cut off, separated],

to be, become pure, sacred, holy

Jastrow, 1319-1321
קִדֵּשׁ Pi. قیدِّش qīddēš تقدیس کردن، وقف کردن، پاک کردن، پاک نگه داشتن to sanctify, consecrate;

to purify, keep pure

باب تفعیل (قدّس)
קְדַשׁ قدَش qədaš مقدس شدن، مقدس بودن to be sanctified, sacred
קָדֵשׁ قادِش qādēš [قطع، مردود]، لواط [cut off, rejected], sodomite
קָדָשָׁא قاداشا qādāšā گوشواره، حلقه بینی ear-ring, nose-ring
سریانی ܩܕܝܫ قدیس پاک، مقدس؛ فرد مقدس، قدیس pure, holy; a holy one, saint PayneSmith, 489-490
مندایی qadiša قدیشا مقدس، قدیس holy, saint Macuch, 399
فنیقی QDŠ I قدش وقف کردن، تقدیس کردن DEDICATE, CONSECRATE Krahmalkov, 425
QDŠ II شخص مقدس، اله (الهه) HOLY ONE, GOD(DESS)
QDŠ IV مکان مقدس، معبد

مقدس

HOLY PLACE, TEMPLE

holy

اکدی/آشوری qadāšu قُداشو پاک بودن/ شدن to be(come) pure Black, 282
qadištu قَدِشتو نوعی کشیش، کاهن ( a type of priestess)
qašādu قَشادو پاک شدن

تفعیل. پاک کردن، تقدیس کردن شخص

to be(come) pure.

D "purify", "consecrate" person

Black. 286
qašdu قَشدو پاک، مقدس pure, holy
qaššu قَشَّو مقدس، وقف شده holy; dedicated
حبشی qaddasa قَدَّسَ تقدیس کردن، مقدس اعلام کردن، مقدس ساختن، مقدس، تقدیس کردن، وقف کردن، منصوب کردن، انجام دادن دفاتر مقدس، مراسم عشای ربانی، تلاوت قدوس «مقدس» در نماز 'sanctify, declare holy, make

holy, hallow, consecrate, dedicate, ordain, perform

sacred offices, celebrate Mass, recite the

qaddus 'holy' in the liturgy'

Leslau, 422-423
سبائی QDS1 تقدیس/ مقدس، تقدس / مقدس، قدیس. نماز را در مکانی برگزار کردن holiness / holy, saint

celebrate the Liturgy in a place

Beeston, 104
عربی قَدُسَ

قُدس، قُدُس

قُدّوس

مَقدِس

مشکور، 676-678

Zammit, 335

Jeffery, 232

منابع

قدس (واژگان)

منابع ریشه شناسی