قاریان هفتگانه(قراء سبعه)

نسخهٔ تاریخ ‏۹ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۱۰:۲۲ توسط Shojaei (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

قاریان هفتگانه یا قراء سبعه؛ به تعدادی از قاریان مشهور گفته می شود که هفت روایت از قرائت قرآن ارائه دادند. ابن مجاهد برای اولین بار در دوره عباسیان این هفت راوی قرائات برتر را: نافع، ابن کثیر، ابو عمرو، عاصم، حمزه، کسائی، ابن عامر معرفی کرد. البته، لازم به یادآوری است که با وجود شهرت آنها، موثق بودن همه این قاریان و یا روایان آنها محل تردید و اشکال است و تنها برخی از آنها همانند عاصم از وثوق و اعلمیت به دلیل روایت با یک واسطه از امام علی(ع) و حمزه کوفی ثقة است و حتی راوی عاصم به نام «حفص» نیز از دیدگاه برخی رجالیون همانند آیت الله خویی مورد وثوق نیست. در عین حال، قرائت حفص از عاصم نسبت به دیگر قرائت ها متداول است؛ چرا که روایتش با یک واسطه از امام معصوم(ع) نقل شده است. همچنین، روایت ورش از نافع در کشورهای غرب جهان اسلام استقبال قاریان را به دنبال داشته است.

آشنایی با قاریان هفتگانه یا قراء سبعه

قاریان هفتگانه به هفت تن از طبقه سوم قاریان قرآن گفته می شود که در سده دوم هجری زندگی می کردند و قرائت آنها در میان مردم شهرت پیدا کرد و این شهرت باعث شد که دیگران را تحت‌الشعاع قرار بدهند[۱]؛ اما لزوما، این شهرت دلیل بر موثق بودن آنها و یا متواتر بودن روایات آنها نیست. با این وجود، این هفت تن با این که روات بسیار داشتند؛ ولی دو راوی از آن‌ها معروف شدند که عبارت‌اند از: ابن کثیر مکی[۲]: که راویانش قنبل و بزّی می‌باشند. نافع مدنی: راویانش قالون و ورش می‌باشند. عاصم کوفی: راویانش ابوبکر شعبة بن عیاش و حفص می‌باشند؛ حمزه کوفی[۳]: راویانش خلف و خلاد هستند. کسایی کوفی: راویانش دوری و ابوالحارث هستند. ابوعمرو بن علاء بصری: روایانش دوری و السّوسی می‌باشند. ابن عامر: روایانش هشام و ابن ذکوان[۴] هستند. از میان قرّاء سبعه پنج نفر اصالتاً، ایرانی هستند و دو نفر عرب بوده‌اند. همچنین پنج نفر از بزرگان قراء سبعه(عاصم، نافع، حمزه، کسائی و ابوعمرو) از مذهب تشیع بوده‌اند و دو نفر بقیّه «ابن عامر و ابن کثیر» از اهل تسنن هستند. هر یک از قرائت‌های هفتگانه شاگردان مشهور داشتند که قرائت آنان را روایت چهارده‌گانه گفته‌اند.

قواعد قرائی قاریان هفتگانه

قاریان هفتگانه براساس اصولی، قرائت ها را تنظیم می کردند و این قواعد طبق راویان نیز متمایز بوده است. برای نمونه، قواعد قرائت نافع به روایت قالون شامل اثبات بسمله میان هر دو سوره؛ مگر بین سوره انفال و برائت. تلاوت به شکل قصر و توسط در مد منفصل؛ ادغام «ذ» در «ت»؛ مثل: اتخذتم، اخذتم…؛ تقلیل «الف». نمونه دیگر از قواعد قرائی، مربوط به روایت ورش از نافع است که برخی از این قواعد شامل ذکر بسمله؛ بدون بسمله و با رعایت قانون سکت؛ بدون تلاوت بسمله و به صورت وصل می-باشد.[۵] قرائت حمزه نیز شامل قواعدی همانند ادغام حرف «د» در کلمه «قد» در حروف «ج، ذ، س، ش، ص، ض، ظ» و ادغام «ت» تانیث متصل به فعل در حروف «ج، ذ، ز، س، ص، ظ»؛ و ادغام «ذ» در «ت» در یک کلمه، مانند ابوعمرو بصری؛ مد متصل و منفصل را به اشباع قرائت کرده است. الف‌های منقلب از «ی» را در افعال، الف‌های مقصور «اعلی» و «ازکی» و مانند آن‌ها را اماله می‌کند؛ در کلماتی که همزه دارند، هنگام وقف روی آن‌ها همزه اول کلمه را به تحقیق و همزه وسط و آخر را به تسهیل قرائت کرده است؛«ص» ساکن پیش از «د» را در هر کلمه‌ای که بیاید به اشمام صدای «ز» قرائت کرده است؛ مانند: تصدیق؛ یصدر؛ یا «‌های» اضافه را به اثبات در حال وصل، و به حذف در حال وقف قرائت کرده است.[۶] همچنین، قواعد ابن کثیر در قرائت، عبارتند از خواندن بسم الله در بین دو سوره؛ مگر بین انفال و توبه. خواندن مد منفصل به قصر و متصل به توسط. میم جمع اگر بعدش متحرک باشد را مضموم و به واو مدی صله می‌دهد (مثلا «علیهم و لا الضالین» را «علیهمُوا و لا الضالـین» می‌خواند. هائ ضمیر اگر مضموم و قبل از آن حرف ساکن و بعد از آن حرف متحرک باشد به واو مدی صله می‌دهد، مانند: «منهُ ءَایات». اگر هاء ضمیر مکسور و قبل از حرف ساکن و بعد از آن حرف متحرک باشد، به یاء صله می‌دهد، مانند: «فِیهِ هُدَیً» هاء ضمیر یا هاء کنایه به هائی می‌گویند که در آخر کلمات آمده و دلالت بر ضمیر مفرد مذکر غائب دارد. هاء کنایه در اصل مضموم است؛ ولی اگر قبل از آن کسره یا، یاء ساکن یا مدی بیاید، هاء کنایه مکسور می‌گردد.

اعتبار روایات قاریان هفتگانه

اعتبار قاریان هفت گانه متصف به دوره آنها بوده است؛ چرا که سند آنها به تواتر به پیامبر(ص) نمی رسد و به نظر می رسد، رواج روایت های آنها در دوره عباسیان شکل گرفته است. سپس، در دوره های بعد مورد استفاده عموم مردم قرار گرفته است. ابن مجاهد[۷]، وزیر عباسیان، بدون ملاک هفت قاری را انتخاب و به همه بلادها بخشنامه کرد که مردم فقط باید به این هفت طریق بخوانند و غیر از آن نخوانند؛ از این دوره قرائت قراء سبعه مشهور شد نه اینکه متواتر شده باشد. علاوه بر این، وی این قرائات را در کتابی تحت عنوان السبعه فی القرائات جمع آوری کرد.[۸] در میان این راویان، قرائت عاصم با دو واسطه به قرائت امیرالمؤمنین(ع) می‌رسد. در مورد خود عاصم در تراجم شیعه و سنی هیچ اثری از او نیست و نه ممدوح است و نه مذوم؛ ولی همه او را پذیرفته‌اند؛ ولی حفص، ترجمه و شرح حالش در رجال خویی مبنی بر کذاب و جاعل حدیث بوده است. البته، عاصم به برکت وجود امیرالمؤمنین(ع) و شاگردش سلمی، قرائتش در بسیاری از موارد منطبق بر قرائت متواتر است؛ ولی در دو مورد عاصم به روایت حفص از متواتر فاصله گرفته است. یک مورد، آیه ۱۸ انفال[۹] است که در آن واژه «کید» را مفتوح خوانده که باید مکسور باشد و نیز در آیه «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى»[۱۰] آن را قِرن یعنی با کسر قاف خوانده است که درست نیست.

در این دو مورد، قرائت وی متداول نشد. از این رو، ملاک قرائت عمومی مردم است که سینه به سینه و شفاهی[۱۱] و به صورت متواتر[۱۲]به دست رسیده است و قرائت عاصم نزدیکترین قرائت به قرائت معصومین(ع)[۱۳] و قرائت عمومی مردم به دلیل ثقه و اعلمیت[۱۴] وی است؛ البته، قرائتی در روایت حفص وجود دارد که باید برطرف شود.[۱۵]

بر این اساس، ادعای تواتر قرائات قابل قبول نیست، از این رو، نمی‌تواند مبنای صحیحی برای تفسیر قرآن قرار گیرد. همچنین، احادیث نزول قرآن بر هفت حرف افزون بر غیر معتبر بودن در منابع شیعی در منابع اهل سنت نیز از حیث سندی محل تأمل و از حیث دلالی مبهم است و تنها در مورد اختلافات ناشی از لهجات مختلف قابل پذیرش است و مبنا قرار دادن آن برای تفسیر قرآن بر اساس قرائات متعدد صحیح به نظر نمی رسد. انحصار اعتبار و حجیت به قرائت عاصم نیز فاقد مستندات کافی بوده و با گزارشات تاریخی همخوانی ندارد.[۱۶]

بنابراین، مفسر در تفسیر باید علاوه بر قرائت عاصم به سایر قرائات معتبر نیز نظر داشته باشد و ذکر احتمالات متعدد تفسیری بر اساس قرائت‌های مشهور و معتبر یک مزیت تفسیری به حساب می‌آید.[۱۷] در عین حال، استفاده از قرائات‌ مختلف هفت‌گانه به‌ویژه در محافل رسمی و سالن‌های اجرا قابل استفاده است؛ چرا که این نوع اجرا به احیای تلاوت‌های متواتر کمک می‌کند تا قاری خود را تنها به تلاوت قرآن به روایت حفص از عاصم که در بیشتر کشورهای اسلامی مرسوم و یا روایت قالون و ورش که در حال حاضر در کشورهای مغرب عربی باب است، محدود نکند.[۱۸]

منابع

امامت پدیا

ایکنا

دانشنامه پژوهه

دائره المعارف اسلامی

ویکی اهل بیت

ویکی بین

ویکی پدیا

ویکی پرسش

ویکی شیعه

ویکی فقه

ویکی نور

ارجاعات

  1. . ویکی اهل بیت؛ ویکی پدیا؛ ویکی بین؛ ویکی شیعه
  2. .دانشنامه پژوهه
  3. .امامت پدیا
  4. . دائره المعارف اسلامی
  5. .ویکی فقه
  6. ویکی فقه
  7. . پژوهشی نوین در ظواهر زبانی قرائات قرآنی؛ نقش ابن مجاهد در تحدید قرائات قرآن؛ دانشنامه حوزه
  8. . ویکی نور
  9. . ذلِكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكافِرِينَ‏؛ «[ماجرا] اين بود، و [بدانيد كه‏] خدا نيرنگ كافران را سست مى‏گرداند» (انفال/18)
  10. . وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتِينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً؛ و در خانه‏هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليّتِ قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستاده‏اش را فرمان بريد. خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» (احزاب/33)
  11. . منشأ قرائات قرآن اجتهاد قاریان است یا روایت؟ / پنج دیدگاه فقها درباره قرائات
  12. . یکسانی تلفظ قرآن دلیلی بر عدم تحریف آن است/ ابوالاسود؛ آغازگر اعراب‌گذاری قرآن
  13. . مهمترین رکن قرائت صحیح، قرائت اهل بیت(ع) است
  14. . ثقه‌ بودن و اعلمیت؛ دو عامل برتری «عاصم» در میان قراء سبعه؛ ویکی پرسش
  15. . احمدی: قرائات سبعه غیرمتواتر و بی‌اعتبار است/ یوسفی مقدم: بین قرآن و قرائات تفاوت هست
  16. . دفاع علامه بلاغی از تحریف‌ناپذیری قرآن با رد قرائات هفت‌گانه؛اختلاف قرائات باعث تحريف معنوی قرآن نمی‌شود/قرائات فصيح و افصح‌اند
  17. . بررسی مبانی قرائی تفسیر در دوفصلنامه «مطالعات قرائت قرآن»
  18. ویژگی‌های تلاوت مصری‌ها در مقایسه با دیگر قاریان