سوره حدید: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۳۱۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ مهٔ ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «'''سوره حَدید؛''' پنجاه و هفتمین سوره و از سوره‌های مدنی است که در جزء ۲۷ قرآن جای دارد. نامگذاری این سوره به مناسبت یادکرد حدید (آهن) در آیه ۲۵ است. == معرفی سوره == سوره حدید ۲۹ آیه دارد در مدینه نازل شده لذا جزء سوره‌های مدنی است و از نظر تقسیمات ج...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۱: خط ۱۱:


در میانسانی که اندکی زندگی انسان سامان گرفته است نیز تفاخر بین انسان‌ها مشاهده می‌شود، همان طور که آیه اشاره دارد وقت انسان‌ها به « وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ » می‌گذرد و در پیری نیز که گرایش انسان به دنیا بیشتر می‌شود « وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ » بر انسان صدق می‌کند.  در آیه ۲۳ این سوره مبارکه نیز آمده است« لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ....که برای آنچه از دست داده‌اید تأسف نخورید و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید و خداوند هیچ متکبر فخرفروشی را دوست ندارد» آیه ۲۳ سوره مبارکه حدید در حقیقت زهد را تعریف می‌کند چرا که انسان‌های زاهد وقتی چیزی از دنیا را از دست می‌دهند دچار افسردگی و ناراحتی نمی‌شوند .از جنبه دیگر کسی که اهل زهد است، وقتی چیزی از مادیات دنیا نصیب او می‌شود دچار سرمستی‌ها، غرور و شادمانی‌های کاذب نمی‌شود و همواره در مسیر اعتدال حرکت می‌کند.<ref>[https://iqna.ir/00F0jo ویژگی‌های دنیا و دنیاطلبان در آیات سوره حدید]            </ref>
در میانسانی که اندکی زندگی انسان سامان گرفته است نیز تفاخر بین انسان‌ها مشاهده می‌شود، همان طور که آیه اشاره دارد وقت انسان‌ها به « وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ » می‌گذرد و در پیری نیز که گرایش انسان به دنیا بیشتر می‌شود « وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ » بر انسان صدق می‌کند.  در آیه ۲۳ این سوره مبارکه نیز آمده است« لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ....که برای آنچه از دست داده‌اید تأسف نخورید و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید و خداوند هیچ متکبر فخرفروشی را دوست ندارد» آیه ۲۳ سوره مبارکه حدید در حقیقت زهد را تعریف می‌کند چرا که انسان‌های زاهد وقتی چیزی از دنیا را از دست می‌دهند دچار افسردگی و ناراحتی نمی‌شوند .از جنبه دیگر کسی که اهل زهد است، وقتی چیزی از مادیات دنیا نصیب او می‌شود دچار سرمستی‌ها، غرور و شادمانی‌های کاذب نمی‌شود و همواره در مسیر اعتدال حرکت می‌کند.<ref>[https://iqna.ir/00F0jo ویژگی‌های دنیا و دنیاطلبان در آیات سوره حدید]            </ref>
== استویت علی العرش ==
آیه چهارم سوره مبارکه حدید با این مضمون «هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» پنج قسمت دارد که به پنج موضوع خداشناسی و ارتباط انسان با خدا اشاره دارد. شش آیه اول سوره مبارکه حدید راجع به صفات الهی و توحید است این در حالی‌است که در این آیات ۲۰ صفت از صفات خداوند متعال آمده است.مطلب اول آیه چهارم سوره مبارکه حدید راجع به آفرینش انسان‌ها و زمین در شش روز است این در حالی‌است که مقصود از آفرینش آسمان‌ها و زمین در شش روز یعنی شش روزگار و شش دوره بدین معنا که از دوره‌ای که زمین توده‌ای از گاز بوده است سپس به زمین تبدیل شده و پس‌از آن آمادگی برای سکونت در آن به‌وجود آمده است و خداوند از این دوره‌ها تعبیر به روز کرده است.در بیان معنای «ثم استوی علی العرش»  باید دانست که معنای اصطلاح و معنای استوی و عرش در لغت و در زبان عرب به چه معناست.
معنای اول استوی یعنی استقرار و قرار گرفتن چیزی بر روی چیز دیگر این در حالی‌است که معنای دوم این واژه به‌معنای استیلا و احاطه و تسلط بر امور است، که این معنا در مواردی به‌کار می‌رود که زمامداری بر تخت دولتش تکیه بزنند و بر آن حکومت داشته باشد.کلمه عرش در لغت یعنی چیزی‌که مسقف باشد یا سقف داشته باشد، البته گاهی به خود سقف هم عرش گفته می‌شود و گاهی عرش به‌معنای تخت است این در حالی‌است که معنای سومی این لغت داربست است مثلاً داربستی که برای نگه‌داشتن درختان مانند انگور به‌کار می‌رود. عده‌ای از مفسران در تفسیر آیه چهارم سوره مبارکه حدید می‌گویند که جمله «ثم استوی علی العرش» کنایه از استیلا و احاطه خداوند بر تمام جهان است این در حالی‌است که این جمله با خواندن جملات قبل و بعد از آن روشن می‌شود.شاهد ما این است که در برخی آیات ثم استوی علی العرش، به‌معنای احاطه بر هستی پیدا کردن خداوند است.
با توجه به آیات مسئله استیلای خداوند بر عرش دو نتیجه مهم دارد، نتیجه اول استیلای خداوند بر عرش تبدیل امور و تنظیم جهان هستی است بدین معنا که وقتی خداوند حاکمیت مطلق دارد تنظیم کننده جهان هستی است و امور را تدبیر می‌کند. وی در خصوص نتیجه دوم استیلای خداوند بر عرش، نتیجه دوم استیلای خداوند بر عرش، علم و آگاهی خدا بر امور و حوادث جهان است. در برخی روایات عرش را به علم معنا کرده‌اند، اضافه کرد: وقتی خداوند استیلا پیدا کند آنچه را در زمین نفوذ پیدا می‌کند می‌داند مانند آنچه در زمین مانند گنج‌ها، انواع حشرات، ریشه گیاهان و اجساد مردگان است می‌داند.خداوند شمارش قطرات باران را می‌داندو از آنچه در آسمان‌ها نازل می‌شود خبر دارد خداوند از آنچه که از زمین به آسمان صعود می‌کند خبر دارد خداوند از عروج ارواح بندگان، اعمال بندگان و انواع دعاها به‌سمت آسمان خبر دارد که این‌ها نشان دهنده  علم خداوند است.<ref>[https://iqna.ir/00F80I ذکر ۲۰ صفت از صفات خدا در ۶ آیه اول سوره حدید]</ref>
== عدالت هدف رسالت ==
همه پيامبران الهی كه از طرف خدای متعال در ميان بشر مبعوث شده ‏اند، برای دو هدف اساسی بوده است؛ يكی از اين دو هدف، برقراری ارتباط صحيح ميان بنده و خالق خودش ميان بنده و خدا است، و به تعبير ديگر منع بشر از پرستش هر موجودی غير از خالق خودش كه در كلمه طيبه «لا اله‏ الا الله» خلاصه می‏شود. هدف دومی كه برای بعثت پيامبران عظام از طرف‏ خداوند متعال هست، برقراری روابط حسنه و صالحه ميان افراد بشر، بعضی‏ با بعضی ديگر بر اساس عدالت و صلح و صفا و تعاون و احسان و عاطفه و خدمت به يكديگر است. در قرآن‌كريم ضمن اينكه به همه اين معانی اشاره يا تصريح شده، دو معنی‏ و دو مفهوم مشخص ذكر شده كه می‏رساند هدف اصلی، اين دو امر است، يعنی‏ همه تعليمات پيامبران مقدمه‌ای است برای اين دو امر آن دو امر عبارت‏ است از شناختن خدا و نزديك شدن به او و ديگر برقراری عدل و قسط در جامعه بشری.
قرآن كريم راجع به هدف اول درباره خاتم الانبياء می‏فرمايد: «يا ايها النبی انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذيرا و داعيا الی الله‏ باذنه و سراجا منيرا » (احزاب/۴۵و۴۶ )، ای پيامبر! ما ترا گواه (گواه امت) و نويد دهنده و اعلام خطر كننده‏ و دعوت‌كننده به سوی خدا به اذن و رخصت خود او و چراغی نورده‏ فرستاديم.  در ميان همه جنبه‌هايی كه در اين آيه آمده است، پيداست كه دعوت‏ به سوی خدا تنها چيزی است كه می‏تواند هدف اصلی به شمار آيد. از طرف ديگر درباره همه پيغمبران می‏گويد: «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم‏ الناس بالقسط» (حديد/۲۵)، ما پيامبران خويش را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب و معيار فرود آورديم تا مردم عدل و قسط را به پا دارند. اين آيه صريحآ به پاداشتن عدل و قسط را هدف رسالت و بعثت پيامبران‏ معرفی كرده است. ببينيد قرآن با چه صراحتی عنايت انبياء و بلكه‏ مأموريت و رسالت انبيا برای برقراری عدل در ميان بشر را بيان می‏كند. در اين آيه می‏فرمايد ما فرستادگان خودمان را با دلائل روشن فرستاديم و همراه آنها كتاب و دستور و نوشته فرستاديم «ليقوم الناس بالقسط »، برای اينكه همه‏ افراد بشر به عدالت رفتار كنند و اصل عدالت در ميان افراد بشر بر قرار گردد. بنابراين مسأله برقراری عدالت آن هم با مقياس بشريت، هدف اصلی و عمومی همه انبيا بوده است، يعنی انبيا كه آمده‏اند يك كار، يك‏ وظيفه، يك مأموريت و يك رسالتی كه داشته‏اند به نص قرآن مجيد عدالت بوده است بنابراين از قرآن اين مطلب استفاده می‌شود كه هدف اساسی‏ انبياء دو چيز است؛ توحيد و بر قراری عدالت. اولی مربوط است به‏ ارتباط انسان با خدا و دومی مربوط است به ارتباط انسان‌ها با يكديگر. دعوت به خدا و شناختن او و نزديك شدن به او يعنی دعوت به توحيد نظری و توحيد عملی فردی، اما اقامه عدل و قسط در جامعه يعنی‏ برقرار ساختن توحيد عملی اجتماعی.<ref>[https://iqna.ir/008C72 آيه ۲۵ سوره «حديد»، برپايی عدل و قسط را از اهداف بعثت پيامبران می‌داند]            </ref>


== فضایل سوره ==
== فضایل سوره ==
ویراستار
۵۱۹

ویرایش