افکار عمومی

نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۰۹:۵۰ توسط Shojaei (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

افکار عمومی؛ مجموع نظرات، باورها و نگرش‌های بخش قابل توجهی از اعضای یک جامعه درباره موضوعی مهم و مورد علاقه همگان است. از منظر سیاسی، افکار عمومی نیرویی است که می‌تواند بر سیاست دولت‌ها اثرگذار باشد. از این رو، دولت‌ها تلاش می‌کنند از طریق ابزار رسانه، به مدیریت افکار عمومی اقدام نمایند. دین افکار عمومی را ارج نهاده و آن را یکی از معیارهای تشخیص حقانیت یا بطلان یک حکومت دانسته است.

تعریف افکار عمومی

افکار عمومی یا باور همگانی (Public Opinion)، قضاوت، نظر و ارزیابی مشترک در یک موضوع مهم و موردعلاقۀ همگان است که بین تعداد زیادی از افراد اجتماع عمومیت پیدا می‌کند. به عبارت دیگر، افکار عمومی همان عکس العمل بخش عمده جامعه در برابر حوادثی است که برای جامعه جنبة حیاتی دارد[۱]. از منظر دانش سیاست، نقش افکار عمومی در نسبت با دولت و سیاست معنا پیدا کرده و اهمیت آن در تأثیرگذاری بر سیاست‌های دولتی است. برخی افکار عمومی را با «اراده ملی» یکسان گرفته‌اند. اما از منظر دانش جامعه‌شناسی، افکار عمومی محصول تعامل اجتماعی و ارتباط است. تا زمانی که اعضای یک جامعه با یکدیگر روابط اجتماعی برقرار نسازند، افکار عمومی موجودیتی نخواهد داشت. از این منظر، افکار عمومی معنایی اعم می‌یابد[۲].

به نظر لین و سیرز افکار عمومی دارای چهار ویژگی اصلی است:

1. جهت Direction))؛ تقسیم‌بندی افکار عمومی در جهت موافقت یا مخالفت با یک موضوع.

2. شدت (Intensity)؛ یعنی بعضی افراد شدیدتر از دیگران دارای عقاید خاصی درباره موضوع مورد نظر هستند و احتمال دارد دست به عمل بزنند.

3. برجستگی (Salience)؛ یعنی برخی افراد نسبت به این موضوع خاص، حساسیت بیشتری دارند.

4. همسازی (Consistency)؛ یعنی افکار عمومی و نگرش افراد درباره موضوعی در طول زمان چقدر ثابت می‌ماند یا تغییر می‌کند[۳].

برای آگاهی از افکار عمومی یک ملت، می‌توان به مطبوعات و جراید، رادیو و تلوزیون، تظاهرات و راهپیمایی‌ها، مؤسسات تحقیقاتی و افکارسنجی، مصاحبه مستقیم یا نهادهای انتقال‌دهنده نظرات مردم رجوع کرد[۴].

پیشینه تاریخی مفهوم افکار عمومی

شاید بتوان قدیم‌ترین مقطع تاریخ را که در آن بحث از افکار عمومی مطرح بوده است، عصر افلاطون و ارسطو در یونان باستان دانست. در گفت‌وگوها و مباحثات عمومی که در شهرهای آتن و اسپارت انجام می‌گرفت، به‌نوعی به نقش افکار عمومی به ‌مثابه حامی قدرت حاکم یا عاملی برای سرنگونی‌اش (جنبه‌ی مثبت یا منفی برای حکومت) توجه می‌شده است[۵]. در قرون وسطا، توجه به صدای مردم، در عبارت مشهور «صدای مردم، صدای خداست» مورد تأکید قرار می‌گرفت. اما در دوران مدرن و با ظهور دولت-ملت‌ها، اهمیت افکار عمومی و تأثیر آن بر سیاست، دوچندان می‌شود. ماکیاولی در کتاب شهریار خود به نقش و اهمیت افکار عمومی و ارتباط آن با حکومت اشاره کرده و می‌گوید: «جهان تحت سیطره‌ی افکار است». ژان ژاک روسو معتقد بود که: «حاکمیت از آنِ ملت است» و ویلیام تمپل نیز در 1671م افکار عمومی را بنیاد و اساس هر حکومتی برمی‌شمارد[۶].

ضعف‌ها و آسیب‌های افکار عمومی

به نظر اندیشمندان، افکار عمومی به‌عنوان واقعیتی اجتماعی ممکن است مبتلا به ضعف‌ها و آسیب‌هایی باشد، به‌ویژه زمانی که افکار عمومی بیشتر تاثیرپذیر باشد تا تاثیرگذار. یکی از این آسیب‌ها، فقدان قابلیت شناخت و اطلاع از امور عمومی توسط شهروندان است. معمولا شهروندان نظرات خود را بر پایه گزارش‌های ناقص و بدون مواجهه با واقعیت پی‌ریزی می‌کنند. آسیب دیگر، فقدان منابع است. همه شهروندان به رسانه‌های ارتباط جمعی جهت انعکاس افکار خود دسترسی ندارند. همچنین افکار عمومی می‌تواند گرفتار استبداد اکثریت شود. چنانچه نظر اکثریت جامعه به‌مثابه افکار عمومی تلقی شود، ممکن است نظرات اقلیت حتی در صورت صحیح بودن یا ارزشمند بودن، پنهان بماند. آسیب دیگر، تبلیغات سیاسی و اقناع توده‌ای است. افکار عمومی می‌تواند از طریق تحریک عواطف از سوی سیاستمداران یا سایر نخبگان، به سمت خاصی سوق داده شود. در نهایت، آسیب مسلط شدن نخبگان، می‌تواند افکار عمومی را به‌حاشیه برده و از قدرت توده مردم در مقابل نخبگان جامعه بکاهد[۷].

نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی به افکار عمومی

کار رسانه‌ای، تولید روایت‌های استاندارد برای مدیریت افکار عمومی در تمام عرصه‌های زندگی است. طبق ادبیات آکادمیک، مهمترین کار رسانه تولید روایت است تا بتواند هم بر سایر روایت‌ها غلبه کرده و هم کنش جمعی ایجاد کند. رسانه، ابزار حکمرانی در تمام حاکمیت‌ها است و در نظام‌های سیاسی حاکم دائماً در حال روایت‌سازی است. بنابراین نظر به اینکه یکی از کارهای رسانه ادراک‌سازی برای چیزهایی است که افکار عمومی انتظار تحقق آن را داشته و اکنون محقق نشده است، در نتیجه رسانه می‌تواند از بحران‌ها جلوگیری کند[۸]. متأسفانه در حوزه رسانه‌ای ایران رسانه‌های معاند و شبکه‌های ماهواره‌ای، روزنامه‌ها و صفحات اجتماعی که محتوا و مدل‌های تولید آن را اقتباس و تقلید می‌کنند، فرماندهی جنگ روایت‌ها را برعهده گرفته و در برخی موارد، در کنترل افکار عمومی داخلی خصوصاً در شهرهای بزرگ نقش ایفا می‌کنند[۹]. بر اساس همین شواهد است که می‌توان ادعا کرد اهمیت اعتماد افکار عمومی به خبرنگاران یک رسانه می-تواند نقش آن را برجسته کند، لذا خبرنگاران را بایستی طلایه‌داران فرهنگی یک کشور دانست[۱۰]. رسانه‌ها بایستی نمایندگان حقیقی افکار عمومی باشند. در واقع، افکار عمومی امانتی در دست خبرنگاران است[۱۱] و آنان بایستی اخبار را به‌شکل صریح و دقیق در رسانه‌ها منتشر کرده و زمینه را برای انسجام اجتماعی فراهم کرده و امیدآفرینی، وحدت، تحول، رشد و پویایی جامعه را افزایش دهند[۱۲].

تلاش دولت‌ها برای کنترل افکار عمومی در دنیا

امروزه افکار عمومی در کلیه کشورها یک قدرت واقعی است و اهمیت و نفوذ آن بستگی به آگاهی و رشد سیاسی جامعه دارد. اهمیت افکار عمومی تا آنجاست که حکم‌رانی را نمی‌توان یافت که در بلندمدت بدون جلب رضایت حداقل تابعینش بر ادامه‌ی حکومتش توانا باشد[۱۳]. رسانه‌های جمعی از قبیل کتاب، مطبوعات، رادیو و تلویزیون در شکل گیری افکار عمومی و تأثیرگذاردن بر آن نقش بسیار مهمی دارند[۱۴]. با توجه به نقش و نفوذ افکار عمومی، دولت‌ها معمولاً سعی می‌کنند با استفاده از ابزارهایی، به ویژه از طریق برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، افکار عمومی را به سود خود تحت تأثیر قرار داده و از این طریق جامعه را کنترل کنند. البته هرچه جامعه از آگاهی‌های سیاسی بیشتری برخوردار شود، از تأثیر این گونه برنامه‌ها بر افکار عمومی کاسته می‌شود[۱۵].

اهمیت اقناع افکار عمومی در جمهوری اسلامی

در جمهوری اسلامی، منظور از مدیریت افکار عمومی، فریب دادن توده مردم و همراه کردن آنان با سیاستمداران نیست. بلکه منظور اطلاع‌رسانی اخبار به‌شکل صحیح و دقیق است. این امر زمینه را برای انسجام اجتماعی فراهم کرده و امیدآفرینی، وحدت، تحول، رشد و پویایی جامعه را افزایش می‌دهد[۱۶]. از این رو، مسئولان جمهوری اسلامی بایستی علاوه بر دادگاه الهی در قیامت، به قضاوت افکار عمومی نیز توجه کرده و در برابر آن پاسخگو باشند[۱۷]. از اینجا، مسأله اقناع افکار عمومی خود را نشان می‌دهد، به‌نحوی که دولت بایستی اقناع افکار عمومی را اولویت کاری خویش قرار دهد[۱۸]. چرا که اقناع افکار عمومی، لازمه سیاست‌گذاری‌های کلان است[۱۹] و از لوازم حکمرانی خوب به‌شمار می‌رود[۲۰]. بنابراین شناخت و اقناع افکار عمومی، اصلی‌ترین عرصه برای پیشبرد اهداف نظام اسلامی است[۲۱]. مفهوم «جهاد تبیین»، که چندی پیش توسط مقام معظم رهبری مطرح شد، برای همین منظور مفهوم‌سازی و گفتمان‌سازی شده است. جهاد تبیین عاملی مهم برای تنویر و اقناع افکار عمومی، به‌ویژه نسل جوان است[۲۲]. آنچه در جهاد تبیین اهمیت اساسی دارد، تبیین به‌هنگام مسائل است. زیرا تبیین به‌هنگام مسائل می‌تواند گره‌های ذهنی را در افکار عمومی بگشاید[۲۳].

نمونه‌هایی از اهمیت اقناع افکار عمومی در جمهوری اسلامی

در تاریخ 45 ساله نظام جهموری اسلامی، همواره مسائلی رخ داده و تصمیماتی اتخاذ شده که می‌توان نقش پررنگ افکار عمومی را در اتخاذ آن تصمیمات یا حتی مخالفت با آن دید. یکی از این موارد، طرح صیانت از فضای مجازی است که چندی پیش توسط مجلس شورای اسلامی مطرح گردید و با واکنش افکار عمومی مواجه گردید. کارشناسان عقیده دارند این طرح، ازآنجا که مربوط به یک قشر یا موضوع خاص نبوده و با همه اقشار مردم از کوچک و بزرگ سر و کار دارد، نیازمند داشتن یک پیوست رسانه‌ای است و بدون این پیوست خود را به مرزهای شکست نزدیک می‌کند. متأسفانه این امر نشان می‌دهد طراحان این طرح شاید توجه چندانی به افکار عمومی نداشته‌اند[۲۴]. موردی دیگر از این دست، طرح افزایش نرخ سوخت بود که در سال 1398 اجرا گردید. در اجرای این طرح، دولت وقت رفتاری را با افکار عمومی داشت که در تراز یک دولت مجرب نبود[۲۵]. پیش از این و با طرح شدن مسأله حقوق‌های نجومی در جامعه، این مسأله موجب رنجش افکار عمومی گردید و عنوان «حقوق‌های نجومی» برای تخطئه آن ابداع شد. البته مطالعات مجلس و دولت نشان داد این مسئله نامناسب و آزاردهنده، در حقیقت بیشتر مربوط به شرکت‌های دوزیست یا خصولتی است که از یک سو خصوصی بوده و از سوی دیگر دست در جیب بودجه عمومی دارند[۲۶]، اما به‌هر حال افکار عمومی در این مسأله به‌شکل مناسبی اقناع نگردید. مبارزه با فساد، یکی دیگر از موضوعات لازم برای اقناع افکار عمومی است. گرچه که قوای سه‌گانه نظام اراده‌ای جدی برای مبارزه با فساد از خود نشان می‌دهند، اما تا هنگامی که افکار عمومی در این زمینه اقناع نشود، فساد ریشه‌کن نخواهد شد[۲۷]. افکار عمومی در صورت تنویر و آگاهی، می‌تواند با اشرافی‌گری در میان مسئولان و در سطح جامعه نیز مقابله نماید[۲۸]. همچنین در زمینه مصرف محصولات داخلی، که یکی از دغدغه‌های مقام معظم رهبری و نظام اسلامی است، بایستی افکار عمومی را به‌سمت تولیدات داخلی هدایت کرد و آنان را برای مصرف این محصولات اقناع نمود[۲۹].

رویکرد دینی به افکار عمومی

دین در بطن خود به افکار عمومی توجه دارد و اساسا معارف اسلامی، به افکار عمومی مصونیت می‌بخشد[۳۰]. دین، افکار عمومی را به رسمیت شناخته و حتی آن را یکی از معیارهای تشخیص حق از باطل قلمداد کرده است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه 147 نهج‌البلاغه، به این مهم اشاره کرده‌اند: «إنّما يُستَدَلُّ عَلَى الصّالِحينَ بِما يُجري اللّه ُلَهُم عَلى ألسُنِ عِبادِهِ»؛ یعنی مردمان نيكوكار از سخنانى شناخته می‌شوند كه خداوند درباره آنان بر زبان بندگان خويش جارى مى‌سازد. در این فراز، حضرت امیر به مالک اشتر سفارش می‌کنند که به قضاوت مردم توجه داشته باشد و بداند که زبان مردم زبان خدا است و وقتی همه دارند یک حرف را می‌گویند، خداوند این حرف را سر زبانشان انداخته است. از اینجا می‌توان اشتباهات را متوجه شد و آن را اصلاح کرد[۳۱]. درمورد حکومت نیز چنین است و قضاوت مردم درباره یک حکومت، می‌تواند حق بودن یا ناصواب بودن آن را تا حد زیادی مشخص نماید[۳۲].

منابع

ایکنا

دانشنامه آزادفارسی

ویکی پدیا

دانشنامه پژوهه

دایرةالمعارف بزرگ اسلامی

ارجاعات

  1. دانشنامه آزادفارسی
  2. ویکی پدیا
  3. دانشنامه پژوهه (افکارعمومی2)
  4. دانشنامه پژوهه (افکارعمومی1)
  5. دانشنامه پژوهه (افکارعمومی1)
  6. دانشنامه پژوهه (افکارعمومی1)؛ دایرةالمعارف بزرگ اسلامی
  7. دانشنامه پژوهه (افکارعمومی2)
  8. آیا رسانه‌های جمهوری اسلامی موفقیتی در مدیریت افکار عمومی داشته‌اند؟
  9. نقش استراتژیک رسانه‌ها در کنترل افکار عمومی
  10. خبرنگاران ایرانی؛ طلایه‌داران فرهنگی/ افکار عمومی به خبرنگاران اعتماد دارند
  11. افكار عمومی امانتی است در دست خبرنگاران؛ رسانه‌ها نمایندگان حقیقی افکار عمومی هستند
  12. آیا رسانه‌های جمهوری اسلامی موفقیتی در مدیریت افکار عمومی داشته‌اند؟
  13. دانشنامه پژوهه (افکارعمومی1)
  14. دانشنامه آزادفارسی
  15. ویکی جو
  16. مدیریت افکار عمومی به منزله اطلاع‌رسانی دقیق است
  17. مسئولان به قضاوت افکار عمومی و دادگاه الهی توجه کنند
  18. دولت شفافیت و اقناع افکار عمومی را در اولویت قرار دهد
  19. اقناع افکار عمومی؛ لازمه سیاست‌گذاری‌های کلان
  20. رفتار با افکار عمومی در افزایش نرخ سوخت در تراز یک دولت مجرب نبود
  21. شناخت افكار عمومی اصلی‌ترين عرصه برای پيشبرد اهداف نظام اسلامی است
  22. جهاد تبیین عاملی مهم برای تنویر افکار عمومی و نسل جوان است؛ جهاد تبیین نقش مهمی در اقناع افکار عمومی دارد
  23. تبیین بهنگام مسائل گره‌های ذهنی افکار عمومی را می‌گشاید
  24. 3-11-طراحان طرح «صیانت از فضای مجازی» قائل به اهمیت افکار عمومی نیستند / چرا مردم ادعاهای دروغ را باور کردند
  25. رفتار با افکار عمومی در افزایش نرخ سوخت در تراز یک دولت مجرب نبود
  26. رنجش افکار عمومی از حقوق‎های نجومی
  27. افکار عمومی باید در مبارزه با مفاسد اقناع شود؛ اراده جدی قوای سه‌گانه نظام برای مبارزه با فساد به افکار عمومی منتقل شود
  28. افکار عمومی جلوی اشرافی‌گری در جامعه را بگیرد
  29. هدایت افکار عمومی جامعه به‌سوی تولیدات داخلی
  30. مصونیت‌بخشی افکار عمومی با معارف اسلامی؛ وظیفه مهم شبکه قرآن
  31. تاکید امیرالمومنین(ع) بر توجه به افکار عمومی
  32. تاکید امیرالمومنین(ع) بر توجه به افکار عمومی