استشراق؛ مجموعه مطالعات پیرامون شرق. این مطالعات از سده هشت تا دوازده میلادی بیشتر با انگیزه‌های جدلی و در قالب ردیه نویسی صورت پذیرفت. پس از سده هجده تا نیمه اول قرن بیست این فعالیت‌ها توأم با انگیزه‌های تبشیری شد و سپس از نیمه دوم قرن بیستم تا کنون با کاسته شدن از تعصبات دینی بیشتر رویکردی علمی یافت. پژوهش‌های قرآنی یکی از جدی ترین عرصه‌های حضور مستشرقان است؛ توجه به قرآن به قدری پر رنگ است که تدوین اولین معجم‌های لفظی و موضوعی و دایرة المعارف‌های قرآنی را می‌توان به ایشان منسوب کرد.

تعریف استشراق

از خاورشناسی یا شرق شناسی در عربی با " استشراق " و در انگلیسی با "Orientalism" یاد می‌شود. این اصطلاح که به معنای مکتب خاورشناسی است، از سه واژه تشکیل یافته؛ "Orient" به معنای خاور ، مشرق یا آسیا، پسوند "al" برای ربط -به معنای مسائل مربوط به مشرق زمین و خاورشناسی- و پسوند "ism" به معنای مکتب.[۱] استشراق، امروزه به مجموعه مطالعاتی اطلاق می‌شود که درباره شرق انجام می‌شود. استفاده از واژه شرق برای منطقه آسیا به قرون وسطی و زمانی بر می‌گردد که غربیها دریای مدیترانه را مرکز عالم فرض می‌کردند. بر این اساس آنها هرچه در شرق این دریا بود به عنوان مشرق زمین و هرچه در غرب آن بود به عنوان مغرب زمین دانستند. خود این مفاهیم بعدها دچار تحولات فراوانی شد. به عنوان مثال شرق جغرفیایی به شرق ایدئولوژی و عقیدتی تغییر پیدا کرد. به طور مثال یونان که در شرق مدیترانه است جزو غرب و کشور مراکش که در غرب مدیترانه است و بوسنی که در مرکز اروپا واقع شده را از لحاظ ایدئولوژی جزو شرق به شمار آمد. بعدها مفهوم سومی به نام شرق سیاسی مطرح شد که مجددا این تقسیم بندی‌ها را دچار تغییر و تحول قرار داد.[۲]

دوره‌های تاریخی استشراق

با مشاهده گرایش‌ها و انگیزه‌های مستشرقان از مطالعه قرآن می‌توان دریافت که این گروه سه مرحله را تا کنون پشت سر گذاشته است. مرحله نخست دوره ای است که از قرن هشتم و دهم میلادی آغاز و تا قرن هجدهم میلادی ادامه می‌یابد. در این دوره شاهد تعامل اولیه اسلام و مسیحیت هستیم. مطالعه اسلام در این مرحله، به سبب وقایعی چون بروز جنگ‌های صلیبی (حدود قرن ۱۲ میلادی) بسیار مغرضانه و متأثر از تعصب دینی است. مستشرقان این دوره که بیشتر از صنف متکلمان و الهی دانان مسیحی هستند به ردیه‌نویسی نسبت به قرآن و پیامبر اسلام(ص) پرداختند. قدیمی ترین رديه‌ای که در این دوره نوشته شده است به قلم يوحنا دمشقی متوفای سال ۷۵۲ ميلادی است. کینه توزی برخی از متکلمان این دوره تا بدان جا رسید که پس از مطالعه و تحقیق نسخه‌های خطی، یا این کتاب مقدس را کتابی آمیخته با تحریف معرفی معرفی می‌کردند و یا اقدام به سوزاندن آن‌ می‌نمودند.[۳] مرحله دوم از قرن هجدهم تا نیمه قرن بیستم را شامل می‌شود. در این مرحله دو جنبش روشنفکری و رومانتیسم بر مطالعه اسلام تأثیر گذاشتند و بیشتر رویکرد مستشرقان معطوف به فعالیت‌های تبشیری بود.[۴] مرحله سوم از اواسط قرن بیستم آغاز می‌شود و تا امروز ادامه دارد. از سال ۱۹۵۰ موضوعات و تحقیقات شرق شناسان، به سمتی رفته که نگاه‌های قبل کمرنگ شده[۵] و پژوهش‌ها تقریباً به سمت بی طرفی و انصاف‌گرایید. به نظر می‌رسد جنگ جهانی اول و دوم در تحول فکری مستشرقان در دوره سوم تأثیر بسزایی نهاد. این دو جنگ باورهای مطلق‌نگرانه غربی‌ها به قرآن و اسلام را فروریخت؛ تا جایی‌که نوعی نسبی‌گرایی علمی را رواج داد. ورود مباحثی با رگه‌های پدیدارشناسی و پوزیتیویسم متأثر از این فضا بود. بنابراین در حوزه مطالعات قرآنی غربیان به تدریج از آن نگاه مطلق‌نگر خارج شدند و رویکرد و روش‌هایشان انعطاف‌پذیر شد.[۶]

طبقه بندی مستشرقان

مستشرقان به لحاظ انگيزه و هدف به سه دسته تقسيم می‌شوند. اولين گروه مستشرقان كسانی هستند كه استشراق آنان سابقه تشريعی و تبليغی دارد. دومين گروه مستشرقان را افرادی می‌توان دانست كه به عنوان سفير يا رايزن فرهنگی وارد كشورهای اسلامی می‌شدند و در برخی از موارد به دنبال جمع‌آوری اطلاعات و جاسوسی از این کشورها بودند. گروه سوم مستشرقان شامل پژوهشگرانی می‌شود كه دارای انگيزه علمی و پژوهشی برای مطالعه قرآن و اسلام هستند. دسته اخیر مخصوصاً از سده بيستم گسترش زیادی پیدا کرد و تلاش‌های قابل تقدیری را نیز در قالب سخنرانی، نگارش کتاب، نسخه شناسی و همچنین تدوین دايرة‌المعارف در زمینه قرآن و اسلام انجام دادند.[۷]

عرصه‌های پژوهشی مستشرقان

در حوزه قرآن اگرچه مستشرقان در حوزه‌های مختلفی اعم از فقه، کلام و تاریخ در حال فعالیت هستند[۸] اما فعالیت ایشان مخصوصاً در عرصه قرآن بسیار متنوع است و به راحتی امکان استقصاء ندارد. در صورتی که با نگاهی کلی قصد تقسیم بندی این فعالیت‌ها را داشته باشیم می‌توانیم این فعالیت‌ها را به چند محور کلان تقسیم نماییم. این محورها عبارتند از: ترجمه قرآن، چاپ قرآن، تدوین معجم‌های لفظی و موضوعی، تدوين دايرة المعارف، تصحيح و احيای كتب خطی قرائات و نشر آنها، تدوین تک نگاری هایی در موضوع قرآن و بافت شبه جزیره در پیش و هنگام نزول قرآن، تأليف دستنامه، مقاله، و برگزاری همایش و مدارس فصلی درباره قرآن.[۹] لازم به ذکر است نخستین ترجمه قرآن به زبان اروپایی و اولین معجم‌های لفظی و موضوعی و همچنین اولین دایرة المعارف قرآنی توسط مستشرقان تدوین یافت. نخستين ترجمه قرآن به زبان‌ لاتین، ترجمه‌اى است كه كشيش بزرگ مسيحى و رئيس كليساى دير كلونى «Cluny»، « پيترونريبل » « Peter the Venerable» در سال ۱۱۴۳ ميلادی انجام داد؛ وى جهت اطلاع از آموزه‌ها و تعاليم كتاب آسمانى مسلمانان كه در عصر وى موجب پيدايش تمدن بزرگ اسلامى در اندلس شده بود با كمك دو راهب ديگر به نام‌هاى «روبرت كتون» انگليسى و «هيرمان دالماشى» آلمانى با كمك گرفتن از يك عرب مسلمان به نام «محمد» قرآن كريم را به زبان «لاتين» ترجمه كرد؛ آن ترجمه حدود چهار قرن در انحصار كليسا بود تا كشيشان آن را مطالعه، بررسى و نقادى كنند و هيچ‌گاه اجازه نشر عام آن را در بين مردم ندادند. «گوستاو فلوگل» پژوهشگر و مستشرق آلمانی، نخستين معجم الفاظ را برای جست‌وجوى آيات قرآن نگاشت. اين كتاب با نام «Concordantiae corani arabicae » در سال ۱۸۴۲ چاپ و سپس به عربی ترجمه شد و با عنوان «نجوم‌القرآن» در لا‌يپزيك آلمان چاپ شد. بعدها «محمد فؤاد عبد الباقى» از مصر بر اساس این کتاب، «المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم» خود را نوشت. «ژول لابوم» مستشرق فرانسوى نیز نخستين كسى است كه به دسته‌بندى موضوعى آيات قرآن در غرب پرداخت و معجم موضوعى آيات قرآن را به زبان فرانسوى تأليف و به نامLe Koran Analys» » منتشر كرد، اين كتاب فهرست موضوعى كل آيات قرآن است كه در ۱۸ عنوان اصلى و ۳۵۰ عنوان فرعى تقسيم شده است. «محمد فؤاد عبد الباقى» به توصيه «محمد عبده» اين معجم را به عربى ترجمه كرد و براى جبران نقص آن فهرست موضوعى «ادوارد مونيته» را كه «شكيب ارسلان» به عربى ترجمه كرده بود به آن ملحق كرد و ۱۰۰ موضوع ديگر بر آن افزود و مجموعاً با مقدمه «فريد وجدى» در سال ۱۹۵۴ ميلادی چاپ کرد.[۱۰] نخستین دایرة المعارف قرآن نیز در سال 2001 به سرویراستاری «جین دمن مک اولیف» استاد دانشگاه جرج تاون (آمریکا) و با همکاری تعدادی از پژوهشگران با 1000 مدخل نگاشته شد.[۱۱]

نقاط ضعف و قوت پژوهش‌های قرآنی مستشرقان

توسعه علوم انسانی در غرب مخصوصا در حوزه زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی و نشانه‌شناسی باعث شده است مستشرقان بهره گیری گسترده ای را از این علوم در عرصه روش شناسی مطالعات قرآنی ببرند[۱۲] اما این ویژگی‌های مثبت نباید منجر به بی توجهی نسبت به نقاط ضعف این آثار شود. برخی از مهم ترین نقاط ضعفی که در بررسی آثار مستشرقان به چشم می‌خورد عبارتند از: بی‌‎توجهی و كم‌لطفی به منابع شيعی، استناد فراوان به مؤلفان غربی يا اقتباس از دايرة‎المعارف اسلام، كلی‌گويی و تعميم نادرست مطالبی كه جنبه كليت ندارد، استفاده از روايات غير مستند، داشتن پيش فرض‎های خاص نسبت به عقايد مسلمانان، مراجعه مطلق به منابع اسلامی و فقدان طبقه‌بندی آنها از جهت اعتبار، برداشت‎های نادرست از آيات و روايات به دليل ناآشنايی با زبان عربی و فرهنگ اسلامی، تناقض‌گويی، فريب خوردن از مشابهت‎های ظاهری و برداشت‎‏های نادرست، تهمت‎های جعلی زدن به برخی از آيات.

آشنایی با پروژه قرآن و مستشرقان پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

پ مستشرقان در مطالعات خود راجع به قرآن پژوهش‌های گسترده ای را انجام داده اند. برخی از آنها با مسلمانان نگاهی همدلانه و موافق در زمینه قرآن دارند و برخی نیز براساس روش‌های خود نقدهایی به اصالت قرآن وارد کرده‌اند. پژوهشکده فرهنگ و قرآن یکی از رسالت‌های اصلی خود را بررسی پژوهش‌های قرآنی مستشرقان و نقد آنها با روش علمی و منطقی قرار داده است. از این رو هدف از پروژه قرآن و مستشرقان -که محصولات آن در پایگاه http://esteshragh.isca.ac.ir/ قابل مشاهده است- نقد مطالعات قرآنی مستشرقان از سوی اساتید حوزوی آشنا با زبان انگلیسی است. برای انجام این پروژه، دوره‌های پنج ساله در نظر گرفته‌ شده که هر گاه بخشی از پروژه به اتمام برسد، نتایج آن در قالب مقاله یا کتاب منتشر می‌شود. تا کنون سه مورد از کارهای آغازین این پروژه در قالب سه عنوان کتاب«رابطه قرآن و کتاب مقدس؛ بررسی و نقد دیدگاه آنجلیکا نویورت» از حجت‌الاسلام سیدحامد علیزاده موسوی، «مسئله خلق قرآن از منظر ولفسن» از علیرضا اسعدی و «خدا در قرآن و کتاب مقدس؛ بررسی و نقد آرای آرمسترانگ و دونیز ماسون» از حجت‌الاسلام سیدمحمد اکبریان چاپ شده است.[۱۳]

منابع

ایکنا

ویکی فقه(قرآن و استشراق)

پاورقی‌ها

  1. . شرق شناسی و اسلام شناسی غربیان، ص853.
  2. . دیدگاه خوشبینانه و بدبینانه نسبت به مستشرقان قابل قبول نیست/ لزوم اتخاذ رویکرد اعتدالی.
  3. . افزايش مخاطبان آثار اسلامی متاثر از مطالعات مستشرقان/ رديه‌نويسی؛ نخستين اقدام آنان.
  4. . نقاط ضعف و قوت تفسیر معاصرانه؛ از ورود ایرانیان به قرآن‌پژوهی مستشرقان تا کم‌رنگی عقاید شیعه.
  5. . نگاه مستشرقان به قرآن و پیامبر(ص) در دهه‌های اخیر محتاطانه شده است.
  6. . جنگ جهانی باورهای مطلق‌نگر مستشرقان به قرآن را فرو ریخت.
  7. . چرایی تفاوت ماهوی بین مستشرقان روزگار کنونی با رویکرد اسلام شناسان.
  8. . شرق‌شناسی مسبوق به دوره بعثت پيامبر(ص) است/خاستگاه خصمانه مستشرقان.
  9. . مستشرقان.
  10. . مستشرقان آغازگران معجم‌نويسی قرآن كريم بودند.
  11. . نقاط ضعف و قوت تفسیر معاصرانه؛ از ورود ایرانیان به قرآن‌پژوهی مستشرقان تا کم‌رنگی عقاید شیعه.
  12. . برونی‌گری آفت تحقیقات روشمند مستشرقان است/ مهمترین نقد بر تفاسیر مسلمین چیست؟
  13. نقد مطالعات قرآنی مستشرقان در کلان‌پروژه «قرآن و مستشرقان».