پرش به محتوا

سوره یوسف(متن و ترجمه): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '{{متن قرآن/در سوره' به '{{QURANTS'
جز (جایگزینی متن - '/متن و ترجمه' به '(متن و ترجمه)')
جز (جایگزینی متن - '{{متن قرآن/در سوره' به '{{QURANTS')
 
خط ۱۲: خط ۱۲:
  الف، لام، را ء .این است آیات کتاب روشنگر(۱)<p></P>
  الف، لام، را ء .این است آیات کتاب روشنگر(۱)<p></P>
==2==
==2==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|2|﴿٢﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|2|﴿٢﴾}}<p></P>
ما آن را قرآنی به زبان عربی نازل کردیم تا شما [درباره حقایق، مفاهیم، اشارات و لطایفش] تعقّل کنید. (۲)<p></P>
ما آن را قرآنی به زبان عربی نازل کردیم تا شما [درباره حقایق، مفاهیم، اشارات و لطایفش] تعقّل کنید. (۲)<p></P>
==3==
==3==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|3|﴿٣﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|3|﴿٣﴾}}<p></P>
ما بهترین داستان را با وحی کردن این قرآن بر تو می خوانیم و تو یقیناً پیش از آن از بی خبران [نسبت به این بهترین داستان] بودی. (۳)<p></P>
ما بهترین داستان را با وحی کردن این قرآن بر تو می خوانیم و تو یقیناً پیش از آن از بی خبران [نسبت به این بهترین داستان] بودی. (۳)<p></P>
==4==
==4==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|4|﴿٤﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|4|﴿٤﴾}}<p></P>
[یاد کن] آن گاه که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم یازده ستاره و خورشید و ماه برایم سجده کردند! (۴)<p></P>
[یاد کن] آن گاه که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم یازده ستاره و خورشید و ماه برایم سجده کردند! (۴)<p></P>


==5==
==5==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|5|﴿٥﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|5|﴿٥﴾}}<p></P>
[پدر] گفت: ای پسرک من! خواب خود را برای برادرانت مگو که نقشه ای خطرناک بر ضد تو به کار می بندند، بدون شک شیطان برای انسان دشمنی آشکار است. (۵)<p></P>
[پدر] گفت: ای پسرک من! خواب خود را برای برادرانت مگو که نقشه ای خطرناک بر ضد تو به کار می بندند، بدون شک شیطان برای انسان دشمنی آشکار است. (۵)<p></P>
==6==
==6==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|6|﴿٦﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|6|﴿٦﴾}}<p></P>
و این چنین پروردگارت تو را برمی گزیند و از تفسیر خواب ها به تو می آموزد، و نعمتش را بر تو و بر آل یعقوب تمام می کند، چنانکه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد؛ یقیناً پروردگارت دانا و حکیم است. (۶)<p></P>
و این چنین پروردگارت تو را برمی گزیند و از تفسیر خواب ها به تو می آموزد، و نعمتش را بر تو و بر آل یعقوب تمام می کند، چنانکه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد؛ یقیناً پروردگارت دانا و حکیم است. (۶)<p></P>
==7==
==7==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|7|﴿٧﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|7|﴿٧﴾}}<p></P>
بی تردید [در داستان] یوسف و برادرانش نشانه هایی [از ربوبیّت، رحمت و لطف خدا] برای مردم کنجکاو است. (۷)<p></P>
بی تردید [در داستان] یوسف و برادرانش نشانه هایی [از ربوبیّت، رحمت و لطف خدا] برای مردم کنجکاو است. (۷)<p></P>
==8==
==8==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|8|﴿٨﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|8|﴿٨﴾}}<p></P>
[یاد کن] هنگامی را که برادران گفتند: با اینکه ما گروهی نیرومندیم، یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما محبوب ترند، و قطعاً پدرمان در اشتباه روشن و آشکاری است. (۸)<p></P>
[یاد کن] هنگامی را که برادران گفتند: با اینکه ما گروهی نیرومندیم، یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما محبوب ترند، و قطعاً پدرمان در اشتباه روشن و آشکاری است. (۸)<p></P>
==9==
==9==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|9|﴿٩﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|9|﴿٩﴾}}<p></P>
[یکی گفت:] یوسف را بکشید و یا او را در سرزمین نامعلومی بیندازید، تا توجه و محبت پدرتان فقط معطوف به شما شود. و پس از این گناه [با بازگشت به خدا و عذرخواهی از پدر] مردمی شایسته خواهید شد. (۹)<p></P>
[یکی گفت:] یوسف را بکشید و یا او را در سرزمین نامعلومی بیندازید، تا توجه و محبت پدرتان فقط معطوف به شما شود. و پس از این گناه [با بازگشت به خدا و عذرخواهی از پدر] مردمی شایسته خواهید شد. (۹)<p></P>
==10==
==10==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|10|﴿١٠﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|10|﴿١٠﴾}}<p></P>
یکی از آنان گفت: یوسف را نکشید، اگر می خواهید کاری بر ضد او انجام دهید، وی را در مخفی گاه آن چاه اندازید، که برخی رهگذران او را برگیرند [و با خود ببرند!!] (۱۰)<p></P>
یکی از آنان گفت: یوسف را نکشید، اگر می خواهید کاری بر ضد او انجام دهید، وی را در مخفی گاه آن چاه اندازید، که برخی رهگذران او را برگیرند [و با خود ببرند!!] (۱۰)<p></P>
==11==
==11==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|11|﴿١١﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|11|﴿١١﴾}}<p></P>
گفتند: ای پدر! تو را چه شده که ما را نسبت به یوسف امین نمی‌دانی با اینکه ما بدون تردید خیرخواه اوییم. (۱۱)<p></P>
گفتند: ای پدر! تو را چه شده که ما را نسبت به یوسف امین نمی‌دانی با اینکه ما بدون تردید خیرخواه اوییم. (۱۱)<p></P>
==12==
==12==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|12|﴿١٢﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|12|﴿١٢﴾}}<p></P>
فردا او را با ما روانه کن تا [در دشت و صحرا] بگردد و بازی کند، قطعاً ما حافظ و نگهبان او خواهیم بود. (۱۲)<p></P>
فردا او را با ما روانه کن تا [در دشت و صحرا] بگردد و بازی کند، قطعاً ما حافظ و نگهبان او خواهیم بود. (۱۲)<p></P>
==13==
==13==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|13|﴿١٣﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|13|﴿١٣﴾}}<p></P>
گفت: بردن او مرا سخت اندوهگین می کند، و می ترسم شما از او غفلت کنید و گرگ، او را بخورد. (۱۳)<p></P>
گفت: بردن او مرا سخت اندوهگین می کند، و می ترسم شما از او غفلت کنید و گرگ، او را بخورد. (۱۳)<p></P>
==14==
==14==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|14|﴿١٤﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|14|﴿١٤﴾}}<p></P>
گفتند: اگر با بودن ما که گروهی نیرومندیم، گرگ او را بخورد، یقیناً ما در این صورت زیانکار و بی مقداریم. (۱۴)<p></P>
گفتند: اگر با بودن ما که گروهی نیرومندیم، گرگ او را بخورد، یقیناً ما در این صورت زیانکار و بی مقداریم. (۱۴)<p></P>


==15==
==15==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|15|﴿١٥﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|15|﴿١٥﴾}}<p></P>
پس هنگامی که وی را بردند و تصمیم گرفتند که او را در مخفی گاه آن چاه قرارش دهند [تصمیم خود را به مرحله اجرا گذاشتند] و ما هم به او الهام کردیم که از این کار آگاهشان خواهی ساخت در حالی که آنان نمی فهمند [که تو همان یوسفی.] (۱۵)<p></P>
پس هنگامی که وی را بردند و تصمیم گرفتند که او را در مخفی گاه آن چاه قرارش دهند [تصمیم خود را به مرحله اجرا گذاشتند] و ما هم به او الهام کردیم که از این کار آگاهشان خواهی ساخت در حالی که آنان نمی فهمند [که تو همان یوسفی.] (۱۵)<p></P>
==16==
==16==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|16|﴿١٦﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|16|﴿١٦﴾}}<p></P>
و شبان گاه گریه کنان نزد پدر آمدند. (۱۶)<p></P>
و شبان گاه گریه کنان نزد پدر آمدند. (۱۶)<p></P>
==17==
==17==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|17|﴿١٧﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|17|﴿١٧﴾}}<p></P>
گفتند: ای پدر! ما یوسف را در کنار بار و کالای خود نهادیم و برای مسابقه رفتیم؛ پس گرگ، او را خورد و تو ما را تصدیق نخواهی کرد اگرچه راست بگوییم! (۱۷)<p></P>
گفتند: ای پدر! ما یوسف را در کنار بار و کالای خود نهادیم و برای مسابقه رفتیم؛ پس گرگ، او را خورد و تو ما را تصدیق نخواهی کرد اگرچه راست بگوییم! (۱۷)<p></P>
==18==
==18==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|18|﴿١٨﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|18|﴿١٨﴾}}<p></P>
و خونی دروغین بر پیراهنش آوردند [تا یعقوب مرگ یوسف را باور کند]. گفت: چنین نیست که می گویید، بلکه نفس شما کاری [زشت را] در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] در این حال صبری نیکو [مناسب تر است]؛ و خداست که بر آنچه شما [از وضع یوسف] شرح می دهید از او یاری خواسته می شود. (۱۸)<p></P>
و خونی دروغین بر پیراهنش آوردند [تا یعقوب مرگ یوسف را باور کند]. گفت: چنین نیست که می گویید، بلکه نفس شما کاری [زشت را] در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] در این حال صبری نیکو [مناسب تر است]؛ و خداست که بر آنچه شما [از وضع یوسف] شرح می دهید از او یاری خواسته می شود. (۱۸)<p></P>
==19==
==19==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|19|﴿١٩﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|19|﴿١٩﴾}}<p></P>
و کاروانی آمد، پس آب آورشان را فرستادند، او دلوش را به چاه انداخت، گفت: مژده! این پسری نورس است! و او را به عنوان کالا [ی تجارت] پنهان کردند؛ و خدا به آنچه می خواستند انجام دهند، دانا بود. (۱۹)<p></P>
و کاروانی آمد، پس آب آورشان را فرستادند، او دلوش را به چاه انداخت، گفت: مژده! این پسری نورس است! و او را به عنوان کالا [ی تجارت] پنهان کردند؛ و خدا به آنچه می خواستند انجام دهند، دانا بود. (۱۹)<p></P>
==20==
==20==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|20|﴿٢٠﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|20|﴿٢٠﴾}}<p></P>
و او را به بهایی ناچیز، درهمی چند فروختند و نسبت به او بی‌رغبت بودند. (۲۰)<p></P>
و او را به بهایی ناچیز، درهمی چند فروختند و نسبت به او بی‌رغبت بودند. (۲۰)<p></P>
==21==
==21==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|21|﴿٢١﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|21|﴿٢١﴾}}<p></P>
آن مرد مصری که یوسف را خرید، به همسرش گفت: جایگاهش را گرامی دار، امید است [در امور زندگی] به ما سودی دهد، یا او را به فرزندی انتخاب کنیم. این گونه یوسف را در سرزمین مصر مکانت بخشیدیم [تا زمینه فرمانروایی وحکومتش فراهم شود] و به او از تعبیر خواب ها بیاموزیم؛ و خدا بر کار خود چیره و غالب است، ولی بیشتر مردم نمی دانند. (۲۱)<p></P>
آن مرد مصری که یوسف را خرید، به همسرش گفت: جایگاهش را گرامی دار، امید است [در امور زندگی] به ما سودی دهد، یا او را به فرزندی انتخاب کنیم. این گونه یوسف را در سرزمین مصر مکانت بخشیدیم [تا زمینه فرمانروایی وحکومتش فراهم شود] و به او از تعبیر خواب ها بیاموزیم؛ و خدا بر کار خود چیره و غالب است، ولی بیشتر مردم نمی دانند. (۲۱)<p></P>
==22==
==22==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|22|﴿٢٢﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|22|﴿٢٢﴾}}<p></P>
و هنگامی که یوسف به سنّ کمال رسید، حکمت و دانش به او عطا کردیم، و ما نیکوکاران را این گونه پاداش می دهیم. (۲۲)<p></P>
و هنگامی که یوسف به سنّ کمال رسید، حکمت و دانش به او عطا کردیم، و ما نیکوکاران را این گونه پاداش می دهیم. (۲۲)<p></P>


==23==
==23==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|23|﴿٢٣﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|23|﴿٢٣﴾}}<p></P>
و آن [زنی] که یوسف در خانه اش بود، از یوسف با نرمی و مهربانی خواستار کام جویی شد، و [در فرصتی مناسب] همه درهای کاخ را بست و به او گفت: پیش بیا [که من در اختیار توام] یوسف گفت: پناه به خدا، او پروردگار من است، جایگاهم را نیکو داشت، [من هرگز به پروردگارم خیانت نمی کنم] به یقین ستمکاران رستگار نمی‌شوند. (۲۳)<p></P>
و آن [زنی] که یوسف در خانه اش بود، از یوسف با نرمی و مهربانی خواستار کام جویی شد، و [در فرصتی مناسب] همه درهای کاخ را بست و به او گفت: پیش بیا [که من در اختیار توام] یوسف گفت: پناه به خدا، او پروردگار من است، جایگاهم را نیکو داشت، [من هرگز به پروردگارم خیانت نمی کنم] به یقین ستمکاران رستگار نمی‌شوند. (۲۳)<p></P>
==24==
==24==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|24|﴿٢٤﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|24|﴿٢٤﴾}}<p></P>
بانوی کاخ [چون خود را در برابر یوسفِ پاکدامن، شکست خورده دید با حالتی خشم آلود] به یوسف حمله کرد و یوسف هم اگر برهان پروردگارش را [که جلوه ربوبیت و نور عصمت و بصیرت است] ندیده بود [به قصد دفاع از شرف و پاکی اش] به او حمله می کرد [و در آن حال زد و خورد سختی پیش می آمد و با مجروح شدن بانوی کاخ، راه اتهام بر ضد یوسف باز می شد، ولی دیدن برهان پروردگارش او را از حمله بازداشت و راه هر گونه اتهام از سوی بانوی کاخ بر او بسته شد]. [ما] این گونه [یوسف را یاری دادیم] تا زد و خورد [ی که سبب اتهام می شد] و [نیز] عمل خلاف عفت آن بانو را از او بگردانیم؛ زیرا او از بندگان خالص شده ما [از هر گونه آلودگی ظاهری و باطنی] بود. (۲۴)<p></P>
بانوی کاخ [چون خود را در برابر یوسفِ پاکدامن، شکست خورده دید با حالتی خشم آلود] به یوسف حمله کرد و یوسف هم اگر برهان پروردگارش را [که جلوه ربوبیت و نور عصمت و بصیرت است] ندیده بود [به قصد دفاع از شرف و پاکی اش] به او حمله می کرد [و در آن حال زد و خورد سختی پیش می آمد و با مجروح شدن بانوی کاخ، راه اتهام بر ضد یوسف باز می شد، ولی دیدن برهان پروردگارش او را از حمله بازداشت و راه هر گونه اتهام از سوی بانوی کاخ بر او بسته شد]. [ما] این گونه [یوسف را یاری دادیم] تا زد و خورد [ی که سبب اتهام می شد] و [نیز] عمل خلاف عفت آن بانو را از او بگردانیم؛ زیرا او از بندگان خالص شده ما [از هر گونه آلودگی ظاهری و باطنی] بود. (۲۴)<p></P>
==25==
==25==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|25|﴿٢٥﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|25|﴿٢٥﴾}}<p></P>
و هر دو به سوی در کاخ پیشی گرفتند، و بانو پیراهن یوسف را از پشت پاره کرد و [در آن حال] در کنار [آستانه] در به شوهر وی برخوردند؛ بانو به شوهرش گفت: کسی که نسبت به خانواده ات قصد بدی داشته باشد، کیفرش جز زندان یا شکنجه دردناک [چه خواهد بود؟!] (۲۵)<p></P>
و هر دو به سوی در کاخ پیشی گرفتند، و بانو پیراهن یوسف را از پشت پاره کرد و [در آن حال] در کنار [آستانه] در به شوهر وی برخوردند؛ بانو به شوهرش گفت: کسی که نسبت به خانواده ات قصد بدی داشته باشد، کیفرش جز زندان یا شکنجه دردناک [چه خواهد بود؟!] (۲۵)<p></P>
==26==
==26==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|26|﴿٢٦﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|26|﴿٢٦﴾}}<p></P>
یوسف گفت: او از من خواستار کام جویی شد. و گواهی از خاندان بانو چنین داوری کرد: اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده، بانو راست می گوید و یوسف دروغگوست. (۲۶)<p></P>
یوسف گفت: او از من خواستار کام جویی شد. و گواهی از خاندان بانو چنین داوری کرد: اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده، بانو راست می گوید و یوسف دروغگوست. (۲۶)<p></P>
==27==
==27==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|27|﴿٢٧﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|27|﴿٢٧﴾}}<p></P>
و اگر پیراهنش از پشت پاره شده، بانو دروغ می گوید و یوسف راستگوست. (۲۷)<p></P>
و اگر پیراهنش از پشت پاره شده، بانو دروغ می گوید و یوسف راستگوست. (۲۷)<p></P>
==28==
==28==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|28|﴿٢٨﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|28|﴿٢٨﴾}}<p></P>
پس همسر بانو چون دید پیراهن یوسف از پشت پاره شده، گفت: این [فتنه و فساد] از نیرنگ شما [زنان] است، بی تردید نیرنگ شما بزرگ است. (۲۸)<p></P>
پس همسر بانو چون دید پیراهن یوسف از پشت پاره شده، گفت: این [فتنه و فساد] از نیرنگ شما [زنان] است، بی تردید نیرنگ شما بزرگ است. (۲۸)<p></P>
==29==
==29==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|29|﴿٢٩﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|29|﴿٢٩﴾}}<p></P>
یوسفا! این داستان را ندیده بگیر. و تو [ای بانو!] از گناهت استغفار کن؛ زیرا تو از خطاکارانی. (۲۹)<p></P>
یوسفا! این داستان را ندیده بگیر. و تو [ای بانو!] از گناهت استغفار کن؛ زیرا تو از خطاکارانی. (۲۹)<p></P>
==30==
==30==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|30|﴿٣٠﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|30|﴿٣٠﴾}}<p></P>
و گروهی از زنان در شهر شایع کردند که همسر عزیز [مصر] در حالی که عشق آن نوجوان در درون قلبش نفوذ کرده از او درخواست کام جویی می کند؛ یقیناً ما او را در گمراهی آشکاری می بینیم. (۳۰)<p></P>
و گروهی از زنان در شهر شایع کردند که همسر عزیز [مصر] در حالی که عشق آن نوجوان در درون قلبش نفوذ کرده از او درخواست کام جویی می کند؛ یقیناً ما او را در گمراهی آشکاری می بینیم. (۳۰)<p></P>


==31==
==31==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|31|﴿٣١﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|31|﴿٣١﴾}}<p></P>
پس هنگامی که بانوی کاخ گفتارِ مکرآمیز آنان را شنید [برای آنکه به آنان ثابت کند که در این رابطه، سخنی نابجا دارند] به مهمانی دعوتشان کرد، و برای آنان تکیه گاه آماده نمود و به هر یک از آنان [برای خوردن میوه] کاردی داد و به یوسف گفت: به مجلس آنان در آی. هنگامی که او را دیدند به حقیقت در نظرشان بزرگ [و بسیار زیبا] یافتند و [از شدت شگفتی و حیرت به جای میوه] دست هایشان را بریدند و گفتند: حاشا که این بشر باشد! او جز فرشته ای بزرگوار نیست. (۳۱)<p></P>
پس هنگامی که بانوی کاخ گفتارِ مکرآمیز آنان را شنید [برای آنکه به آنان ثابت کند که در این رابطه، سخنی نابجا دارند] به مهمانی دعوتشان کرد، و برای آنان تکیه گاه آماده نمود و به هر یک از آنان [برای خوردن میوه] کاردی داد و به یوسف گفت: به مجلس آنان در آی. هنگامی که او را دیدند به حقیقت در نظرشان بزرگ [و بسیار زیبا] یافتند و [از شدت شگفتی و حیرت به جای میوه] دست هایشان را بریدند و گفتند: حاشا که این بشر باشد! او جز فرشته ای بزرگوار نیست. (۳۱)<p></P>
==32==
==32==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|32|﴿٣٢﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|32|﴿٣٢﴾}}<p></P>
بانوی کاخ گفت: این همان کسی است که مرا درباره عشق او سرزنش کردید. به راستی من از او خواستار کام جویی شدم، ولی او در برابر خواست من به شدت خودداری کرد، و اگر فرمانم را اجرا نکند یقیناً خوار و حقیر به زندان خواهد رفت. (۳۲)<p></P>
بانوی کاخ گفت: این همان کسی است که مرا درباره عشق او سرزنش کردید. به راستی من از او خواستار کام جویی شدم، ولی او در برابر خواست من به شدت خودداری کرد، و اگر فرمانم را اجرا نکند یقیناً خوار و حقیر به زندان خواهد رفت. (۳۲)<p></P>
==33==
==33==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|33|﴿٣٣﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|33|﴿٣٣﴾}}<p></P>
یوسف گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوب تر است از عملی که مرا به آن می خوانند، و اگر نیرنگشان را از من نگردانی به آنان رغبت می کنم و از نادانان می شوم. (۳۳)<p></P>
یوسف گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوب تر است از عملی که مرا به آن می خوانند، و اگر نیرنگشان را از من نگردانی به آنان رغبت می کنم و از نادانان می شوم. (۳۳)<p></P>
==34==
==34==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|34|﴿٣٤﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|34|﴿٣٤﴾}}<p></P>
پس پروردگارش خواسته اش را اجابت کرد و نیرنگ زنان را از او بگردانید؛ زیرا خدا شنوا و داناست. (۳۴)<p></P>
پس پروردگارش خواسته اش را اجابت کرد و نیرنگ زنان را از او بگردانید؛ زیرا خدا شنوا و داناست. (۳۴)<p></P>
==35==
==35==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|35|﴿٣٥﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|35|﴿٣٥﴾}}<p></P>
آن گاه آنان پس از آنکه نشانه ها [یِ پاکی و پاکدامنی یوسف] را دیده بودند، عزمشان بر این جزم شد که تا مدتی او را به زندان اندازند. (۳۵)<p></P>
آن گاه آنان پس از آنکه نشانه ها [یِ پاکی و پاکدامنی یوسف] را دیده بودند، عزمشان بر این جزم شد که تا مدتی او را به زندان اندازند. (۳۵)<p></P>
==36==
==36==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|36|﴿٣٦﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|36|﴿٣٦﴾}}<p></P>
و دو غلام [پادشاه مصر] با یوسف به زندان افتادند. یکی از آن دو نفر گفت: من پی در پی خواب می بینم که [برای] شراب، [انگور] می‌فشارم، و دیگری گفت: من خواب می بینم که بر سر خود نان حمل می کنم [و] پرندگان از آن می خورند، از تعبیر آن ما را خبر ده؛ زیرا ما تو را از نیکوکاران می دانیم. (۳۶)<p></P>
و دو غلام [پادشاه مصر] با یوسف به زندان افتادند. یکی از آن دو نفر گفت: من پی در پی خواب می بینم که [برای] شراب، [انگور] می‌فشارم، و دیگری گفت: من خواب می بینم که بر سر خود نان حمل می کنم [و] پرندگان از آن می خورند، از تعبیر آن ما را خبر ده؛ زیرا ما تو را از نیکوکاران می دانیم. (۳۶)<p></P>
==37==
==37==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|37|﴿٣٧﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|37|﴿٣٧﴾}}<p></P>
گفت: هیچ جیره غذایی برای شما نمی آید مگر آنکه من شما را پیش از آمدنش از تعبیر آن خواب آگاه می کنم، این از حقایقی است که خدا به من آموخته است؛ زیرا من آیین مردمی را که به خدا ایمان ندارند و به سرای آخرت کافرند، رها کرده ام. (۳۷)<p></P>
گفت: هیچ جیره غذایی برای شما نمی آید مگر آنکه من شما را پیش از آمدنش از تعبیر آن خواب آگاه می کنم، این از حقایقی است که خدا به من آموخته است؛ زیرا من آیین مردمی را که به خدا ایمان ندارند و به سرای آخرت کافرند، رها کرده ام. (۳۷)<p></P>


==38==
==38==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|38|﴿٣٨﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|38|﴿٣٨﴾}}<p></P>
و [از ابتدا] از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کرده ام، برای ما شایسته نیست که چیزی را شریک خدا قرار دهیم. این از فضل خدا بر ما و بر مردم است، ولی بیشتر مردم ناسپاسند. (۳۸)<p></P>
و [از ابتدا] از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کرده ام، برای ما شایسته نیست که چیزی را شریک خدا قرار دهیم. این از فضل خدا بر ما و بر مردم است، ولی بیشتر مردم ناسپاسند. (۳۸)<p></P>
==39==
==39==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|39|﴿٣٩﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|39|﴿٣٩﴾}}<p></P>
ای دو یار زندان! آیا معبودان متعدد و متفرق بهتر است یا خدای یگانه مقتدر؟ (۳۹)<p></P>
ای دو یار زندان! آیا معبودان متعدد و متفرق بهتر است یا خدای یگانه مقتدر؟ (۳۹)<p></P>
==40==
==40==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|40|﴿٤٠﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|40|﴿٤٠﴾}}<p></P>
شما به جای خدا جز [بت هایی] با نام هایی بی اثر و بی معنا که خود و پدرانتان آنها را نامگذاری کرده اید نمی پرستید، خدا [که صاحب اختیار همه هستی است] هیچ دلیلی بر [حقّانیّت آنها برای پرستش] نازل نکرده است. حکم فقط ویژه خداست، او فرمان داده که جز او را نپرستید. دین درست و راست و آیین پابرجا و حق همین است، ولی بیشتر مردم [حقایق را] نمی دانند. (۴۰)<p></P>
شما به جای خدا جز [بت هایی] با نام هایی بی اثر و بی معنا که خود و پدرانتان آنها را نامگذاری کرده اید نمی پرستید، خدا [که صاحب اختیار همه هستی است] هیچ دلیلی بر [حقّانیّت آنها برای پرستش] نازل نکرده است. حکم فقط ویژه خداست، او فرمان داده که جز او را نپرستید. دین درست و راست و آیین پابرجا و حق همین است، ولی بیشتر مردم [حقایق را] نمی دانند. (۴۰)<p></P>
==41==
==41==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|41|﴿٤١﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|41|﴿٤١﴾}}<p></P>
ای دو یار زندان! اما یکی از شما [از زندان رهایی می یابد و] سرور خود را شراب می نوشاند، اما دیگری به دار آویخته می شود و پرندگان از سر او خواهند خورد. تعبیر خوابی که از من جویا شدید، تحققّش قطعی و انجامش حتمی شده است. (۴۱)<p></P>
ای دو یار زندان! اما یکی از شما [از زندان رهایی می یابد و] سرور خود را شراب می نوشاند، اما دیگری به دار آویخته می شود و پرندگان از سر او خواهند خورد. تعبیر خوابی که از من جویا شدید، تحققّش قطعی و انجامش حتمی شده است. (۴۱)<p></P>
==42==
==42==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|42|﴿٤٢﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|42|﴿٤٢﴾}}<p></P>
و به یکی از آن دو نفر که دانست آزاد می شود، گفت: مرا نزد سرور خود یاد کن. ولی شیطان یاد کردنِ از یوسف را نزد سرورش از یاد او برد؛ در نتیجه چند سالی در زندان ماند. (۴۲)<p></P>
و به یکی از آن دو نفر که دانست آزاد می شود، گفت: مرا نزد سرور خود یاد کن. ولی شیطان یاد کردنِ از یوسف را نزد سرورش از یاد او برد؛ در نتیجه چند سالی در زندان ماند. (۴۲)<p></P>
==43==
==43==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|43|﴿٤٣﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|43|﴿٤٣﴾}}<p></P>
و پادشاه [مصر به بارگاه نشینانش] گفت: پی در پی در خواب می‌بینم که هفت گاو لاغر، هفت گاو فربه را می خورند، و نیز هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک را مشاهده می کنم؛ شما ای بزرگان! اگر تعبیر خواب می دانید درباره خوابم نظر دهید. (۴۳)<p></P>
و پادشاه [مصر به بارگاه نشینانش] گفت: پی در پی در خواب می‌بینم که هفت گاو لاغر، هفت گاو فربه را می خورند، و نیز هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک را مشاهده می کنم؛ شما ای بزرگان! اگر تعبیر خواب می دانید درباره خوابم نظر دهید. (۴۳)<p></P>


==44==
==44==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|44|﴿٤٤﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|44|﴿٤٤﴾}}<p></P>
گفتند: [این] خواب هایی پریشان و آشفته است و ما به تعبیر خواب های پریشان و آشفته دانا نیستیم. (۴۴)<p></P>
گفتند: [این] خواب هایی پریشان و آشفته است و ما به تعبیر خواب های پریشان و آشفته دانا نیستیم. (۴۴)<p></P>
==45==
==45==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|45|﴿٤٥﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|45|﴿٤٥﴾}}<p></P>
از آن دو زندانی آنکه آزاد شده بود و پس از مدتی [یوسف را] به یاد آورد گفت: من یقیناً شما را از تعبیر آن آگاه می کنم، پس [مرا به زندان] بفرستید. (۴۵)<p></P>
از آن دو زندانی آنکه آزاد شده بود و پس از مدتی [یوسف را] به یاد آورد گفت: من یقیناً شما را از تعبیر آن آگاه می کنم، پس [مرا به زندان] بفرستید. (۴۵)<p></P>
==46==
==46==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|46|﴿٤٦﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|46|﴿٤٦﴾}}<p></P>
[سپس به زندان نزد یوسف رفت و گفت:] تو ای یوسف! ای راستگویِ [راست کردار!] درباره هفت گاو فربه که هفت [گاو] لاغر آنان را می خورند، و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه] خشک دیگر، نظرت را برای ما بیان کن. امید است نزد مردم برگردم، باشد که [از تعبیر این خواب عجیب] آگاه شوند. (۴۶)<p></P>
[سپس به زندان نزد یوسف رفت و گفت:] تو ای یوسف! ای راستگویِ [راست کردار!] درباره هفت گاو فربه که هفت [گاو] لاغر آنان را می خورند، و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه] خشک دیگر، نظرت را برای ما بیان کن. امید است نزد مردم برگردم، باشد که [از تعبیر این خواب عجیب] آگاه شوند. (۴۶)<p></P>
==47==
==47==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|47|﴿٤٧﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|47|﴿٤٧﴾}}<p></P>
گفت: هفت سال با تلاش پی گیر زراعت کنید، پس آنچه را درو کردید جز اندکی که خوراک شماست در خوشه اش باقی گذارید. (۴۷)<p></P>
گفت: هفت سال با تلاش پی گیر زراعت کنید، پس آنچه را درو کردید جز اندکی که خوراک شماست در خوشه اش باقی گذارید. (۴۷)<p></P>
==48==
==48==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|48|﴿٤٨﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|48|﴿٤٨﴾}}<p></P>
سپس بعد از آن [هفت سال فراوانی و گشایش] هفت سال سخت و دشوار [پیش] می آید که آنچه را برای آن [سال ها] ذخیره کرده اید مگر اندکی که برای کاشتن نگهداری می کنید، می خورید. (۴۸)<p></P>
سپس بعد از آن [هفت سال فراوانی و گشایش] هفت سال سخت و دشوار [پیش] می آید که آنچه را برای آن [سال ها] ذخیره کرده اید مگر اندکی که برای کاشتن نگهداری می کنید، می خورید. (۴۸)<p></P>
==49==
==49==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|49|﴿٤٩﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|49|﴿٤٩﴾}}<p></P>
آن گاه بعد از آن [دوره سخت و دشوار،] سالی می آید که مردم در آن بارانِ [فراوان] یابند و در آن [سال از محصولات کشاورزی] عصاره میوه می گیرند. (۴۹)<p></P>
آن گاه بعد از آن [دوره سخت و دشوار،] سالی می آید که مردم در آن بارانِ [فراوان] یابند و در آن [سال از محصولات کشاورزی] عصاره میوه می گیرند. (۴۹)<p></P>
==50==
==50==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|50|﴿٥٠﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|50|﴿٥٠﴾}}<p></P>
و پادشاه [مصر] گفت: یوسف را نزد من آورید. هنگامی که فرستاده [پادشاه] نزد یوسف آمد، یوسف گفت: نزد سرورت بازگرد و از او بپرس حال و داستان زنانی که دست های خود را بریدند، چه بود؟ یقیناً پروردگارم به نیرنگ آنان داناست. (۵۰)<p></P>
و پادشاه [مصر] گفت: یوسف را نزد من آورید. هنگامی که فرستاده [پادشاه] نزد یوسف آمد، یوسف گفت: نزد سرورت بازگرد و از او بپرس حال و داستان زنانی که دست های خود را بریدند، چه بود؟ یقیناً پروردگارم به نیرنگ آنان داناست. (۵۰)<p></P>
==51==
==51==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|51|﴿٥١﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|51|﴿٥١﴾}}<p></P>
[پادشاه به زنان] گفت: داستان شما هنگامی که یوسف را به کام جویی دعوت کردید چیست؟ [زنان] گفتند: پاک و منزّه است خدا! ما هیچ بدی در او سراغ نداریم. همسر عزیز گفت: اکنون حق [پس از پنهان ماندنش] به خوبی آشکار شد، من [بودم که] از او درخواست کام جویی کردم، یقیناً یوسف از راستگویان است. (۵۱)<p></P>
[پادشاه به زنان] گفت: داستان شما هنگامی که یوسف را به کام جویی دعوت کردید چیست؟ [زنان] گفتند: پاک و منزّه است خدا! ما هیچ بدی در او سراغ نداریم. همسر عزیز گفت: اکنون حق [پس از پنهان ماندنش] به خوبی آشکار شد، من [بودم که] از او درخواست کام جویی کردم، یقیناً یوسف از راستگویان است. (۵۱)<p></P>
==52==
==52==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|52|﴿٥٢﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|52|﴿٥٢﴾}}<p></P>
[من به پاکی او و گناه خود اعتراف کردم] و این اعتراف برای این است که یوسف بداند من در غیاب او به وی خیانت نورزیدم و اینکه خدا نیرنگ خیانت کاران را به نتیجه نمی رساند. (۵۲)<p></P>
[من به پاکی او و گناه خود اعتراف کردم] و این اعتراف برای این است که یوسف بداند من در غیاب او به وی خیانت نورزیدم و اینکه خدا نیرنگ خیانت کاران را به نتیجه نمی رساند. (۵۲)<p></P>


==53==
==53==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|53|﴿٥٣﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|53|﴿٥٣﴾}}<p></P>
من خود را از گناه تبرئه نمی کنم؛ زیرا نفس طغیان گر، بسیار به بدی فرمان می دهد مگر زمانی که پروردگارم رحم کند؛ زیرا پروردگارم بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵۳)<p></P>
من خود را از گناه تبرئه نمی کنم؛ زیرا نفس طغیان گر، بسیار به بدی فرمان می دهد مگر زمانی که پروردگارم رحم کند؛ زیرا پروردگارم بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵۳)<p></P>
==54==
==54==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|54|﴿٥٤﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|54|﴿٥٤﴾}}<p></P>
و پادشاه گفت: یوسف را نزد من آورید تا او را برای کارهای خود برگزینم. پس هنگامی که با یوسف سخن گفت به او اعلام کرد: تو امروز نزد ما دارای منزلت ومقامی و [در همه امور] امینی. (۵۴)<p></P>
و پادشاه گفت: یوسف را نزد من آورید تا او را برای کارهای خود برگزینم. پس هنگامی که با یوسف سخن گفت به او اعلام کرد: تو امروز نزد ما دارای منزلت ومقامی و [در همه امور] امینی. (۵۴)<p></P>
==55==
==55==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|55|﴿٥٥﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|55|﴿٥٥﴾}}<p></P>
یوسف گفت: مرا سرپرست خزانه های این سرزمین قرار ده؛ زیرا من نگهبان دانایی هستم. (۵۵)<p></P>
یوسف گفت: مرا سرپرست خزانه های این سرزمین قرار ده؛ زیرا من نگهبان دانایی هستم. (۵۵)<p></P>
==56==
==56==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|56|﴿٥٦﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|56|﴿٥٦﴾}}<p></P>
این گونه یوسف را در [آن] سرزمین مکانت و قدرت دادیم که هر جای آن بخواهد اقامت نماید. رحمت خود را به هر کس که بخواهیم می‌رسانیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمی کنیم. (۵۶)<p></P>
این گونه یوسف را در [آن] سرزمین مکانت و قدرت دادیم که هر جای آن بخواهد اقامت نماید. رحمت خود را به هر کس که بخواهیم می‌رسانیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمی کنیم. (۵۶)<p></P>
==57==
==57==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|57|﴿٥٧﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|57|﴿٥٧﴾}}<p></P>
و یقیناً پاداش آخرت برای کسانی که ایمان آورده اند وهمواره پرهیزکاری می کردند، بهتر است. (۵۷)<p></P>
و یقیناً پاداش آخرت برای کسانی که ایمان آورده اند وهمواره پرهیزکاری می کردند، بهتر است. (۵۷)<p></P>
==58==
==58==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|58|﴿٥٨﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|58|﴿٥٨﴾}}<p></P>
و برادران یوسف [با روی آوردن خشکسالی به کنعان، جهت تهیه آذوقه به مصر] آمدند و بر او وارد شدند. پس او آنان را شناخت وآنان او را نشناختند. (۵۸)<p></P>
و برادران یوسف [با روی آوردن خشکسالی به کنعان، جهت تهیه آذوقه به مصر] آمدند و بر او وارد شدند. پس او آنان را شناخت وآنان او را نشناختند. (۵۸)<p></P>
==59==
==59==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|59|﴿٥٩﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|59|﴿٥٩﴾}}<p></P>
و هنگامی که زاد و توشه آنان را در اختیارشان قرار داد، گفت: برادر پدری خود را نزد من آورید، آیا نمی بینید که من پیمانه را کامل و تمام می پردازم و بهتر از هر کس مهمانداری می کنم؟ (۵۹)<p></P>
و هنگامی که زاد و توشه آنان را در اختیارشان قرار داد، گفت: برادر پدری خود را نزد من آورید، آیا نمی بینید که من پیمانه را کامل و تمام می پردازم و بهتر از هر کس مهمانداری می کنم؟ (۵۹)<p></P>
==60==
==60==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|60|﴿٦٠﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|60|﴿٦٠﴾}}<p></P>
پس اگر او را نزد من نیاورید، هیچ پیمانه ای پیش من ندارید و نزدیک من نیایید. (۶۰)<p></P>
پس اگر او را نزد من نیاورید، هیچ پیمانه ای پیش من ندارید و نزدیک من نیایید. (۶۰)<p></P>
==61==
==61==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|61|﴿٦١﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|61|﴿٦١﴾}}<p></P>
گفتند: می کوشیم رضایت پدرش را به آوردن او جلب کنیم، و یقیناً این کار را انجام خواهیم داد. (۶۱)<p></P>
گفتند: می کوشیم رضایت پدرش را به آوردن او جلب کنیم، و یقیناً این کار را انجام خواهیم داد. (۶۱)<p></P>
==62==
==62==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|62|﴿٦٢﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|62|﴿٦٢﴾}}<p></P>
و [یوسف] به کارگزاران و گماشتگانش گفت: اموالشان را [که در برابر دریافت آذوقه پرداختند] در بارهایشان بگذارید، امید است وقتی به خاندان خود برگشتند آن را بشناسند، باشد که دوباره برگردند. (۶۲)<p></P>
و [یوسف] به کارگزاران و گماشتگانش گفت: اموالشان را [که در برابر دریافت آذوقه پرداختند] در بارهایشان بگذارید، امید است وقتی به خاندان خود برگشتند آن را بشناسند، باشد که دوباره برگردند. (۶۲)<p></P>
==63==
==63==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|63|﴿٦٣﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|63|﴿٦٣﴾}}<p></P>
پس هنگامی که به سوی پدرشان بازگشتند، گفتند: ای پدر! پیمانه از ما منع شد، پس برادرمان را با ما روانه کن تا پیمانه بگیریم، یقیناً ما او را حفظ خواهیم کرد. (۶۳)<p></P>
پس هنگامی که به سوی پدرشان بازگشتند، گفتند: ای پدر! پیمانه از ما منع شد، پس برادرمان را با ما روانه کن تا پیمانه بگیریم، یقیناً ما او را حفظ خواهیم کرد. (۶۳)<p></P>


==64==
==64==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|64|﴿٦٤﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|64|﴿٦٤﴾}}<p></P>
گفت: آیا همان گونه که شما را پیش از این نسبت به برادرش امین پنداشتم، درباره او هم امین پندارم؟ [من به مراقبت و نگهبانی شما امید ندارم] پس خدا بهترین نگهبان است و او مهربان ترین مهربانان است. (۶۴)<p></P>
گفت: آیا همان گونه که شما را پیش از این نسبت به برادرش امین پنداشتم، درباره او هم امین پندارم؟ [من به مراقبت و نگهبانی شما امید ندارم] پس خدا بهترین نگهبان است و او مهربان ترین مهربانان است. (۶۴)<p></P>
==65==
==65==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|65|﴿٦٥﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|65|﴿٦٥﴾}}<p></P>
و هنگامی که کالایشان را گشودند، دیدند اموالشان را به آنان بازگردانده اند، گفتند: ای پدر! [بهتر از این] چه می خواهیم؟ این اموال ماست که به ما بازگردانده و ما [دوباره با همین اموال] برای خانواده خود آذوقه می آوریم و برادرمان را حفظ می‌کنیم، و بار شتری اضافه می کنیم و آن [بار شتر از نظر عزیز که مردی کریم است] باری ناچیز است. (۶۵)<p></P>
و هنگامی که کالایشان را گشودند، دیدند اموالشان را به آنان بازگردانده اند، گفتند: ای پدر! [بهتر از این] چه می خواهیم؟ این اموال ماست که به ما بازگردانده و ما [دوباره با همین اموال] برای خانواده خود آذوقه می آوریم و برادرمان را حفظ می‌کنیم، و بار شتری اضافه می کنیم و آن [بار شتر از نظر عزیز که مردی کریم است] باری ناچیز است. (۶۵)<p></P>
==66==
==66==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|66|﴿٦٦﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|66|﴿٦٦﴾}}<p></P>
گفت: برادرتان را همراه شما [به مصر] نمی فرستم تا اینکه پیمان محکمی از خدا به من بسپارید که او را حتماً به من بازگردانید، مگر اینکه [به سبب بسته شدن همه راه ها به روی شما] نتوانید. پس هنگامی که پیمان استوارشان را به پدر سپردند، گفت: خدا بر آنچه می گوییم، وکیل است. (۶۶)<p></P>
گفت: برادرتان را همراه شما [به مصر] نمی فرستم تا اینکه پیمان محکمی از خدا به من بسپارید که او را حتماً به من بازگردانید، مگر اینکه [به سبب بسته شدن همه راه ها به روی شما] نتوانید. پس هنگامی که پیمان استوارشان را به پدر سپردند، گفت: خدا بر آنچه می گوییم، وکیل است. (۶۶)<p></P>
==67==
==67==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|67|﴿٦٧﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|67|﴿٦٧﴾}}<p></P>
و گفت: ای پسرانم! [در این سفر] از یک در وارد نشوید بلکه از درهای متعدد وارد شوید، و البته من [با این تدبیر] نمی توانم هیچ حادثه ای را که از سوی خدا برای شما رقم خورده از شما برطرف کنم، حکم فقط ویژه خداست، [تنها] بر او توکل کرده ام، و [همه] توکل کنندگان باید به خدا توکل کنند. (۶۷)<p></P>
و گفت: ای پسرانم! [در این سفر] از یک در وارد نشوید بلکه از درهای متعدد وارد شوید، و البته من [با این تدبیر] نمی توانم هیچ حادثه ای را که از سوی خدا برای شما رقم خورده از شما برطرف کنم، حکم فقط ویژه خداست، [تنها] بر او توکل کرده ام، و [همه] توکل کنندگان باید به خدا توکل کنند. (۶۷)<p></P>
==68==
==68==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|68|﴿٦٨﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|68|﴿٦٨﴾}}<p></P>
هنگامی که فرزندان یعقوب از آنجایی که پدرشان دستور داده بود، وارد شدند، تدبیر یعقوب نمی توانست هیچ حادثه ای را که از سوی خدا رقم خورده بود، از آنان برطرف کند جز خواسته ای که در دل یعقوب بود [که فرزندانش به سلامت و دور از چشم زخم وارد شوند] که خدا آن را به انجام رساند، یعقوب به سبب آنکه تعلیمش داده بودیم از دانشی [ویژه] برخوردار بود ولی بیشتر مردم [که فقط چشمی ظاهربین دارند، این حقایق را] نمی دانند. (۶۸)<p></P>
هنگامی که فرزندان یعقوب از آنجایی که پدرشان دستور داده بود، وارد شدند، تدبیر یعقوب نمی توانست هیچ حادثه ای را که از سوی خدا رقم خورده بود، از آنان برطرف کند جز خواسته ای که در دل یعقوب بود [که فرزندانش به سلامت و دور از چشم زخم وارد شوند] که خدا آن را به انجام رساند، یعقوب به سبب آنکه تعلیمش داده بودیم از دانشی [ویژه] برخوردار بود ولی بیشتر مردم [که فقط چشمی ظاهربین دارند، این حقایق را] نمی دانند. (۶۸)<p></P>
==69==
==69==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|69|﴿٦٩﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|69|﴿٦٩﴾}}<p></P>
و هنگامی که بر یوسف وارد شدند، برادر [مادری] ش را کنار خود جای داد، گفت: بی تردید من برادر تو هستم، بنابراین بر آنچه آنان همواره انجام می دادند [و من برای تو فاش کردم] اندوهگین مباش. (۶۹)<p></P>
و هنگامی که بر یوسف وارد شدند، برادر [مادری] ش را کنار خود جای داد، گفت: بی تردید من برادر تو هستم، بنابراین بر آنچه آنان همواره انجام می دادند [و من برای تو فاش کردم] اندوهگین مباش. (۶۹)<p></P>


==70==
==70==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|70|﴿٧٠﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|70|﴿٧٠﴾}}<p></P>
پس هنگامی که بارشان را آماده کرد، آبخوری [پادشاه] را در بار برادرش گذاشت. سپس ندا دهنده ای بانگ زد: ای کاروان! یقیناً شما دزد هستید! (۷۰)<p></P>
پس هنگامی که بارشان را آماده کرد، آبخوری [پادشاه] را در بار برادرش گذاشت. سپس ندا دهنده ای بانگ زد: ای کاروان! یقیناً شما دزد هستید! (۷۰)<p></P>
==71==
==71==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|71|﴿٧١﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|71|﴿٧١﴾}}<p></P>
کاروانیان روی به گماشتگان کردند و گفتند: چه چیزی گم کرده اید؟ (۷۱)<p></P>
کاروانیان روی به گماشتگان کردند و گفتند: چه چیزی گم کرده اید؟ (۷۱)<p></P>
==72==
==72==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|72|﴿٧٢﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|72|﴿٧٢﴾}}<p></P>
گفتند: آبخوری شاه را گم کرده ایم و هر کس آن را بیاورد، یک بار شتر مژدگانی اوست و من ضامن آن هستم. (۷۲)<p></P>
گفتند: آبخوری شاه را گم کرده ایم و هر کس آن را بیاورد، یک بار شتر مژدگانی اوست و من ضامن آن هستم. (۷۲)<p></P>
==73==
==73==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|73|﴿٧٣﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|73|﴿٧٣﴾}}<p></P>
گفتند: به خدا سوگند شما به خوبی دانستید که ما نیامده ایم در این سرزمین فساد کنیم، و هیچ گاه دزد نبوده ایم. (۷۳)<p></P>
گفتند: به خدا سوگند شما به خوبی دانستید که ما نیامده ایم در این سرزمین فساد کنیم، و هیچ گاه دزد نبوده ایم. (۷۳)<p></P>
==74==
==74==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|74|﴿٧٤﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|74|﴿٧٤﴾}}<p></P>
گماشتگان گفتند: اگر شما دروغگو باشید [و سارق در میان شما یافت شود] کیفرش چیست؟ (۷۴)<p></P>
گماشتگان گفتند: اگر شما دروغگو باشید [و سارق در میان شما یافت شود] کیفرش چیست؟ (۷۴)<p></P>
==75==
==75==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|75|﴿٧٥﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|75|﴿٧٥﴾}}<p></P>
گفتند: کسی که آبخوری در بار و بنه اش پیدا شود، کیفرش خود اوست [که به غلامی گرفته شود]. ما ستمکاران را [در کنعان] به همین صورت کیفر می دهیم. (۷۵)<p></P>
گفتند: کسی که آبخوری در بار و بنه اش پیدا شود، کیفرش خود اوست [که به غلامی گرفته شود]. ما ستمکاران را [در کنعان] به همین صورت کیفر می دهیم. (۷۵)<p></P>
==76==
==76==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|76|﴿٧٦﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|76|﴿٧٦﴾}}<p></P>
پس [یوسف] پیش از [بررسی] بارِ برادرش، شروع به [بررسی] بارهای [دیگر] برادران کرد، آن گاه آبخوری پادشاه را از بار برادرش بیرون آورد. ما این گونه برای یوسف چاره اندیشی نمودیم؛ زیرا او نمی توانست بر پایه قوانین پادشاه [مصر] برادرش را بازداشت کند مگر اینکه خدا بخواهد [بازداشت برادرش از راهی دیگر عملی شود]. هر که را بخواهیم [به] درجاتی بالا می بریم و برتر از هر صاحب دانشی، دانشمندی است. (۷۶)<p></P>
پس [یوسف] پیش از [بررسی] بارِ برادرش، شروع به [بررسی] بارهای [دیگر] برادران کرد، آن گاه آبخوری پادشاه را از بار برادرش بیرون آورد. ما این گونه برای یوسف چاره اندیشی نمودیم؛ زیرا او نمی توانست بر پایه قوانین پادشاه [مصر] برادرش را بازداشت کند مگر اینکه خدا بخواهد [بازداشت برادرش از راهی دیگر عملی شود]. هر که را بخواهیم [به] درجاتی بالا می بریم و برتر از هر صاحب دانشی، دانشمندی است. (۷۶)<p></P>
==77==
==77==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|77|﴿٧٧﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|77|﴿٧٧﴾}}<p></P>
برادران گفتند: اگر این شخص دزدی می کند [خلاف انتظار نیست]؛ زیرا پیش تر برادر [ی داشت که] او هم دزدی کرد. یوسف [به مقتضای کرامت و جوانمردی] این تهمت را در دل خود پنهان داشت و نسبت به آن سخنی نگفت و این راز را فاش نساخت. در پاسخ آنان گفت: منزلت شما بدتر [و دامنتان آلوده تر از این] است [که ظاهرتان نشان می دهد] و خدا به آنچه بیان می کنید، داناتر است. (۷۷)<p></P>
برادران گفتند: اگر این شخص دزدی می کند [خلاف انتظار نیست]؛ زیرا پیش تر برادر [ی داشت که] او هم دزدی کرد. یوسف [به مقتضای کرامت و جوانمردی] این تهمت را در دل خود پنهان داشت و نسبت به آن سخنی نگفت و این راز را فاش نساخت. در پاسخ آنان گفت: منزلت شما بدتر [و دامنتان آلوده تر از این] است [که ظاهرتان نشان می دهد] و خدا به آنچه بیان می کنید، داناتر است. (۷۷)<p></P>
==78==
==78==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|78|﴿٧٨﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|78|﴿٧٨﴾}}<p></P>
گفتند: ای عزیز! او را پدری سالخورده و بزرگوار است، پس یکی از ما را به جای او بازداشت کن، بی تردید ما تو را از نیکوکاران می بینیم. (۷۸)<p></P>
گفتند: ای عزیز! او را پدری سالخورده و بزرگوار است، پس یکی از ما را به جای او بازداشت کن، بی تردید ما تو را از نیکوکاران می بینیم. (۷۸)<p></P>


==79==
==79==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|79|﴿٧٩﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|79|﴿٧٩﴾}}<p></P>
گفت: پناه بر خدا از اینکه بازداشت کنیم مگر کسی را که متاع خود را نزد وی یافته ایم، که در این صورت ستمکار خواهیم بود. (۷۹)<p></P>
گفت: پناه بر خدا از اینکه بازداشت کنیم مگر کسی را که متاع خود را نزد وی یافته ایم، که در این صورت ستمکار خواهیم بود. (۷۹)<p></P>
==80==
==80==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|80|﴿٨٠﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|80|﴿٨٠﴾}}<p></P>
پس هنگامی که از عزیز مأیوس شدند، در کناری [با یکدیگر] به گفتگوی پنهان پرداختند. بزرگشان گفت: آیا ندانستید که پدرتان از شما پیمان استوار خدایی گرفت و پیش تر هم درباره یوسف کوتاهی کردید، بنابراین من هرگز از این سرزمین بیرون نمی آیم تا پدرم به من اجازه دهد، یا خدا درباره من حکم کند؛ و او بهترین حکم کنندگان است. (۸۰)<p></P>
پس هنگامی که از عزیز مأیوس شدند، در کناری [با یکدیگر] به گفتگوی پنهان پرداختند. بزرگشان گفت: آیا ندانستید که پدرتان از شما پیمان استوار خدایی گرفت و پیش تر هم درباره یوسف کوتاهی کردید، بنابراین من هرگز از این سرزمین بیرون نمی آیم تا پدرم به من اجازه دهد، یا خدا درباره من حکم کند؛ و او بهترین حکم کنندگان است. (۸۰)<p></P>
==81==
==81==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|81|﴿٨١﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|81|﴿٨١﴾}}<p></P>
شما به سوی پدرتان بازگردید، پس به او بگویید: ای پدر! بدون شک پسرت دزدی کرد، و ما جز به آنچه دانستیم گواهی ندادیم و حافظ ونگهبان نهان هم [که در آن چه اتفاقی افتاده] نبودیم. (۸۱)<p></P>
شما به سوی پدرتان بازگردید، پس به او بگویید: ای پدر! بدون شک پسرت دزدی کرد، و ما جز به آنچه دانستیم گواهی ندادیم و حافظ ونگهبان نهان هم [که در آن چه اتفاقی افتاده] نبودیم. (۸۱)<p></P>
==82==
==82==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|82|﴿٨٢﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|82|﴿٨٢﴾}}<p></P>
حقیقت را از شهری که در آن بودیم [و در و دیوارش گواه است] و از کاروانی که با آن آمدیم بپرس؛ و یقیناً ما راستگوییم. (۸۲)<p></P>
حقیقت را از شهری که در آن بودیم [و در و دیوارش گواه است] و از کاروانی که با آن آمدیم بپرس؛ و یقیناً ما راستگوییم. (۸۲)<p></P>
==83==
==83==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|83|﴿٨٣﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|83|﴿٨٣﴾}}<p></P>
[برادران پس از بازگشت به کنعان، ماجرا را برای پدر بیان کردند، یعقوب] گفت: [نه چنین است که می گویید] بلکه نفوس شما کاری [زشت] را در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] پس من بدون جزع و بیتابی شکیبایی می ورزم، امید است خدا همه آنان را پیش من آرد؛ زیرا او بی تردید، دانا و حکیم است. (۸۳)<p></P>
[برادران پس از بازگشت به کنعان، ماجرا را برای پدر بیان کردند، یعقوب] گفت: [نه چنین است که می گویید] بلکه نفوس شما کاری [زشت] را در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] پس من بدون جزع و بیتابی شکیبایی می ورزم، امید است خدا همه آنان را پیش من آرد؛ زیرا او بی تردید، دانا و حکیم است. (۸۳)<p></P>
==84==
==84==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|84|﴿٨٤﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|84|﴿٨٤﴾}}<p></P>
و از آنان کناره گرفت و گفت: دریغا بر یوسف! و در حالی که از غصّه لبریز بود دو چشمش از اندوه، سپید شد. (۸۴)<p></P>
و از آنان کناره گرفت و گفت: دریغا بر یوسف! و در حالی که از غصّه لبریز بود دو چشمش از اندوه، سپید شد. (۸۴)<p></P>
==85==
==85==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|85|﴿٨٥﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|85|﴿٨٥﴾}}<p></P>
گفتند: به خدا آن قدر از یوسف یاد می کنی تا سخت ناتوان شوی یا جانت را از دست بدهی. (۸۵)<p></P>
گفتند: به خدا آن قدر از یوسف یاد می کنی تا سخت ناتوان شوی یا جانت را از دست بدهی. (۸۵)<p></P>
==86==
==86==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|86|﴿٨٦﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|86|﴿٨٦﴾}}<p></P>
گفت: شکوه اندوه شدید و غم و غصه ام را فقط به خدا می برم و از خدا می دانم آنچه را که شما نمی دانید. (۸۶)<p></P>
گفت: شکوه اندوه شدید و غم و غصه ام را فقط به خدا می برم و از خدا می دانم آنچه را که شما نمی دانید. (۸۶)<p></P>


==87==
==87==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|87|﴿٨٧﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|87|﴿٨٧﴾}}<p></P>
ای پسرانم! بروید آن گاه از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا مأیوس نباشید؛ زیرا جز مردم کافر از رحمت خدا مأیوس نمی شوند. (۸۷)<p></P>
ای پسرانم! بروید آن گاه از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا مأیوس نباشید؛ زیرا جز مردم کافر از رحمت خدا مأیوس نمی شوند. (۸۷)<p></P>
==88==
==88==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|88|﴿٨٨﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|88|﴿٨٨﴾}}<p></P>
پس هنگامی که بر یوسف وارد شدند، گفتند: عزیزا! از سختی [قحطی و خشکسالی] به ما و خانواده ما گزند و آسیب رسیده و [برای دریافت آذوقه] مال ناچیزی آورده ایم، پس پیمانه ما را کامل بده و بر ما صدقه بخش؛ زیرا خدا صدقه دهندگان را پاداش می دهد. (۸۸)<p></P>
پس هنگامی که بر یوسف وارد شدند، گفتند: عزیزا! از سختی [قحطی و خشکسالی] به ما و خانواده ما گزند و آسیب رسیده و [برای دریافت آذوقه] مال ناچیزی آورده ایم، پس پیمانه ما را کامل بده و بر ما صدقه بخش؛ زیرا خدا صدقه دهندگان را پاداش می دهد. (۸۸)<p></P>
==89==
==89==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|89|﴿٨٩﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|89|﴿٨٩﴾}}<p></P>
گفت: آیا زمانی که نادان بودید، دانستید با یوسف و برادرش چه کردید؟ (۸۹)<p></P>
گفت: آیا زمانی که نادان بودید، دانستید با یوسف و برادرش چه کردید؟ (۸۹)<p></P>
==90==
==90==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|90|﴿٩٠﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|90|﴿٩٠﴾}}<p></P>
گفتند: شگفتا! آیا تو خود یوسفی؟! گفت: من یوسفم و این برادر من است، همانا خدا بر ما منت نهاده است؛ بی تردید هر کس پرهیزکاری کند و شکیبایی ورزد، [پاداش شایسته می یابد]؛ زیرا خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند. (۹۰)<p></P>
گفتند: شگفتا! آیا تو خود یوسفی؟! گفت: من یوسفم و این برادر من است، همانا خدا بر ما منت نهاده است؛ بی تردید هر کس پرهیزکاری کند و شکیبایی ورزد، [پاداش شایسته می یابد]؛ زیرا خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند. (۹۰)<p></P>
==91==
==91==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|91|﴿٩١﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|91|﴿٩١﴾}}<p></P>
گفتند: به خدا سوگند یقیناً که خدا تو را بر ما برتری بخشید و به راستی که ما خطاکار بودیم. (۹۱)<p></P>
گفتند: به خدا سوگند یقیناً که خدا تو را بر ما برتری بخشید و به راستی که ما خطاکار بودیم. (۹۱)<p></P>
==92==
==92==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|92|﴿٩٢﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|92|﴿٩٢﴾}}<p></P>
گفت: امروز هیچ ملامت و سرزنشی بر شما نیست، خدا شما را می‌آمرزد و او مهربان ترین مهربانان است. (۹۲)<p></P>
گفت: امروز هیچ ملامت و سرزنشی بر شما نیست، خدا شما را می‌آمرزد و او مهربان ترین مهربانان است. (۹۲)<p></P>
==93==
==93==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|93|﴿٩٣﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|93|﴿٩٣﴾}}<p></P>
این پیراهنم را ببرید، و روی صورت پدرم بیندازید، او بینا می‌شود و همه خاندانتان را نزد من آورید. (۹۳)<p></P>
این پیراهنم را ببرید، و روی صورت پدرم بیندازید، او بینا می‌شود و همه خاندانتان را نزد من آورید. (۹۳)<p></P>
==94==
==94==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|94|﴿٩٤﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|94|﴿٩٤﴾}}<p></P>
و زمانی که کاروان [از مصر] رهسپار [کنعان] شد، پدرشان گفت: بی‌تردید، بوی یوسف را می یابم اگر مرا سبک عقل ندانید. (۹۴)<p></P>
و زمانی که کاروان [از مصر] رهسپار [کنعان] شد، پدرشان گفت: بی‌تردید، بوی یوسف را می یابم اگر مرا سبک عقل ندانید. (۹۴)<p></P>
==95==
==95==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|95|﴿٩٥﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|95|﴿٩٥﴾}}<p></P>
گفتند: به خدا سوگند تو در همان خطا و گمراهی دیرینت هستی. (۹۵)<p></P>
گفتند: به خدا سوگند تو در همان خطا و گمراهی دیرینت هستی. (۹۵)<p></P>


==96==
==96==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|96|﴿٩٦﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|96|﴿٩٦﴾}}<p></P>
پس هنگامی که مژده رسان آمد، پیراهن را بر صورت او افکند و او دوباره بینا شد، گفت: آیا به شما نگفتم که من از خدا حقایقی می‌دانم که شما نمی دانید؟ (۹۶)<p></P>
پس هنگامی که مژده رسان آمد، پیراهن را بر صورت او افکند و او دوباره بینا شد، گفت: آیا به شما نگفتم که من از خدا حقایقی می‌دانم که شما نمی دانید؟ (۹۶)<p></P>
==97==
==97==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|97|﴿٩٧﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|97|﴿٩٧﴾}}<p></P>
گفتند: ای پدر! آمرزش گناهانمان را بخواه، بی تردید ما خطاکار بوده ایم. (۹۷)<p></P>
گفتند: ای پدر! آمرزش گناهانمان را بخواه، بی تردید ما خطاکار بوده ایم. (۹۷)<p></P>
==98==
==98==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|98|﴿٩٨﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|98|﴿٩٨﴾}}<p></P>
گفت: برای شما از پروردگارم درخواست آمرزش خواهم کرد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. (۹۸)<p></P>
گفت: برای شما از پروردگارم درخواست آمرزش خواهم کرد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. (۹۸)<p></P>
==99==
==99==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|99|﴿٩٩﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|99|﴿٩٩﴾}}<p></P>
پس زمانی که بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش را کنار خود جای داد و گفت: همگی با خواست خدا [آسوده خاطر و] در کمال امنیت وارد مصر شوید. (۹۹)<p></P>
پس زمانی که بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش را کنار خود جای داد و گفت: همگی با خواست خدا [آسوده خاطر و] در کمال امنیت وارد مصر شوید. (۹۹)<p></P>
==100==
==100==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|100|﴿١٠٠﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|100|﴿١٠٠﴾}}<p></P>
و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد و همه برای او به سجده افتادند و گفت: ای پدر! این تعبیر خواب پیشین من است که پروردگارم آن را تحقق داد، و یقیناً به من احسان کرد که از زندان رهاییم بخشید، و شما را پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم فتنه انداخت، از آن بیابان نزد من آورد، پروردگارم برای هر چه بخواهد با لطف برخورد می کند؛ زیرا او دانا و حکیم است. (۱۰۰)<p></P>
و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد و همه برای او به سجده افتادند و گفت: ای پدر! این تعبیر خواب پیشین من است که پروردگارم آن را تحقق داد، و یقیناً به من احسان کرد که از زندان رهاییم بخشید، و شما را پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم فتنه انداخت، از آن بیابان نزد من آورد، پروردگارم برای هر چه بخواهد با لطف برخورد می کند؛ زیرا او دانا و حکیم است. (۱۰۰)<p></P>
==101==
==101==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|101|﴿١٠١﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|101|﴿١٠١﴾}}<p></P>
پروردگارا! تو بخشی از فرمانروایی را به من عطا کردی و برخی از تعبیر خواب ها را به من آموختی. ای پدید آورنده آسمان ها و زمین! تو در دنیا و آخرت سرپرست و یار منی در حالی که تسلیم [فرمان های تو] باشم جانم را بگیر، و به شایستگان مُلحقم کن. (۱۰۱)<p></P>
پروردگارا! تو بخشی از فرمانروایی را به من عطا کردی و برخی از تعبیر خواب ها را به من آموختی. ای پدید آورنده آسمان ها و زمین! تو در دنیا و آخرت سرپرست و یار منی در حالی که تسلیم [فرمان های تو] باشم جانم را بگیر، و به شایستگان مُلحقم کن. (۱۰۱)<p></P>
==102==
==102==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|102|﴿١٠٢﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|102|﴿١٠٢﴾}}<p></P>
این از سرگذشت های پرفایده غیب است که به تو وحی می کنیم، و تو هنگامی که آنان در کارشان تصمیم گرفتند و [برای انجامش] نیرنگ می کردند، نزدشان نبودی. (۱۰۲)<p></P>
این از سرگذشت های پرفایده غیب است که به تو وحی می کنیم، و تو هنگامی که آنان در کارشان تصمیم گرفتند و [برای انجامش] نیرنگ می کردند، نزدشان نبودی. (۱۰۲)<p></P>
==103==
==103==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|103|﴿١٠٣﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|103|﴿١٠٣﴾}}<p></P>
بیشتر مردم هر چند رغبت شدید [به ایمان آوردنشان] داشته باشی، ایمان نمی آورند. (۱۰۳)<p></P>
بیشتر مردم هر چند رغبت شدید [به ایمان آوردنشان] داشته باشی، ایمان نمی آورند. (۱۰۳)<p></P>


==104==
==104==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|104|﴿١٠٤﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|104|﴿١٠٤﴾}}<p></P>
و در حالی که هیچ پاداشی [در برابر ابلاغ قرآن] از آنان نمی‌خواهی، این [قرآن] جز پندی برای جهانیان نیست. (۱۰۴)<p></P>
و در حالی که هیچ پاداشی [در برابر ابلاغ قرآن] از آنان نمی‌خواهی، این [قرآن] جز پندی برای جهانیان نیست. (۱۰۴)<p></P>
==105==
==105==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|105|﴿١٠٥﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|105|﴿١٠٥﴾}}<p></P>
و [برای هدایت مردم] در آسمان ها و زمین چه بسیار نشانه هاست که [در غفلت و بی خبری] بر آنها می گذرند در حالی که از آنها روی می گردانند. (۱۰۵)<p></P>
و [برای هدایت مردم] در آسمان ها و زمین چه بسیار نشانه هاست که [در غفلت و بی خبری] بر آنها می گذرند در حالی که از آنها روی می گردانند. (۱۰۵)<p></P>
==106==
==106==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|106|﴿١٠٦﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|106|﴿١٠٦﴾}}<p></P>
و بیشترشان به خدا ایمان نمی آورند مگر آنکه [برای او] شریک قرار می دهند. (۱۰۶)<p></P>
و بیشترشان به خدا ایمان نمی آورند مگر آنکه [برای او] شریک قرار می دهند. (۱۰۶)<p></P>
==107==
==107==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|107|﴿١٠٧﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|107|﴿١٠٧﴾}}<p></P>
آیا ایمنند از اینکه فراگیرنده ای از عذاب خدا بیایدشان، یا ناگاه قیامت در حالی که نمی فهمند بر آنان فرا رسد؟ (۱۰۷)<p></P>
آیا ایمنند از اینکه فراگیرنده ای از عذاب خدا بیایدشان، یا ناگاه قیامت در حالی که نمی فهمند بر آنان فرا رسد؟ (۱۰۷)<p></P>
==108==
==108==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|108|﴿١٠٨﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|108|﴿١٠٨﴾}}<p></P>
بگو: این طریقه و راه من است که من و هر کس پیرو من است بر پایه بصیرت و بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم، و خدا از هر عیب و نقصی منزّه است و من از مشرکان نیستم. (۱۰۸)<p></P>
بگو: این طریقه و راه من است که من و هر کس پیرو من است بر پایه بصیرت و بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم، و خدا از هر عیب و نقصی منزّه است و من از مشرکان نیستم. (۱۰۸)<p></P>
==109==
==109==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|109|﴿١٠٩﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|109|﴿١٠٩﴾}}<p></P>
و پیش از تو [بخاطر هدایت مردم] جز مردانی از اهل آبادی ها را که به آنان وحی می نمودیم نفرستادیم. آیا [مخالفان حق] به گردش و سفر در زمین نرفتند تا با تأمل بنگرند که عاقبت کسانی که پیش از آنان بودند [و از روی کبر و عناد به مخالفت با حق برخاستند] چگونه بود؟ و مسلماً سرای آخرت برای کسانی که پرهیزکاری کردند، بهتر است؛ آیا نمی اندیشید؟ (۱۰۹)<p></P>
و پیش از تو [بخاطر هدایت مردم] جز مردانی از اهل آبادی ها را که به آنان وحی می نمودیم نفرستادیم. آیا [مخالفان حق] به گردش و سفر در زمین نرفتند تا با تأمل بنگرند که عاقبت کسانی که پیش از آنان بودند [و از روی کبر و عناد به مخالفت با حق برخاستند] چگونه بود؟ و مسلماً سرای آخرت برای کسانی که پرهیزکاری کردند، بهتر است؛ آیا نمی اندیشید؟ (۱۰۹)<p></P>
==110==
==110==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|110|﴿١١٠﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|110|﴿١١٠﴾}}<p></P>
[پیامبران، مردم را به خدا خواندند و مردم هم حق را منکر شدند] تا زمانی که پیامبران [از ایمان آوردن اکثر مردم] مأیوس شدند و گمان کردند که به آنان [از سوی مردم در وعده یاری و حمایت] دروغ گفته شده است. [ناگهان] یاری ما به پیامبران رسید؛ پس کسانی را که خواستیم رهایی یافتند و عذاب ما از گروه مجرمان برگردانده نمی شود. (۱۱۰)<p></P>
[پیامبران، مردم را به خدا خواندند و مردم هم حق را منکر شدند] تا زمانی که پیامبران [از ایمان آوردن اکثر مردم] مأیوس شدند و گمان کردند که به آنان [از سوی مردم در وعده یاری و حمایت] دروغ گفته شده است. [ناگهان] یاری ما به پیامبران رسید؛ پس کسانی را که خواستیم رهایی یافتند و عذاب ما از گروه مجرمان برگردانده نمی شود. (۱۱۰)<p></P>
==111==
==111==
{{متن قرآن/در سوره|یوسف|12|111|﴿١١١﴾}}<p></P>
{{QURANTS|یوسف|12|111|﴿١١١﴾}}<p></P>
به راستی در سرگذشت آنان عبرتی برای خردمندان است. [قرآن] سخنی نیست که به دروغ بافته شده باشد، بلکه تصدیق کننده کتاب های آسمانی پیش از خود است و بیان گر هر چیز است و برای مردمی که ایمان دارند، سراسر هدایت و رحمت است. (۱۱۱)<p></P>
به راستی در سرگذشت آنان عبرتی برای خردمندان است. [قرآن] سخنی نیست که به دروغ بافته شده باشد، بلکه تصدیق کننده کتاب های آسمانی پیش از خود است و بیان گر هر چیز است و برای مردمی که ایمان دارند، سراسر هدایت و رحمت است. (۱۱۱)<p></P>
{{الگو:فهرست سور قرآن
{{الگو:فهرست سور قرآن
۴٬۸۳۱

ویرایش