پرش به محتوا

ذلت (مترادف): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «==مترادفات قرآنی ذلت== مترادف های این واژه در قرآن عبارت است از «ذلة»، «صغار»، «خزی»، «هون». ==مترادفات «ذلت» در قرآن== {| class="wikitable" |+ !واژه !مشاهده ریشه شناسی واژه !مشاهده مشتقات واژه !نمونه آیات |- |ذلة |ریشه ذلل |ذلل (واژگان)|مشتقات ذل...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۳: خط ۱۳:
|[[ذلل (ریشه)|ریشه ذلل]]
|[[ذلل (ریشه)|ریشه ذلل]]
|[[ذلل (واژگان)|مشتقات ذلل]]
|[[ذلل (واژگان)|مشتقات ذلل]]
|
|{{AFRAME|Surah=3|Ayah=112}}
|-
|-
|صغار
|صغار
|[[صغر (ریشه)|ریشه صغر]]
|[[صغر (ریشه)|ریشه صغر]]
|[[صغر (واژگان)|مشتقات صغر]]
|[[صغر (واژگان)|مشتقات صغر]]
|
|{{AFRAME|Surah=6|Ayah=124}}
|-
|-
|خزی
|خزی
|[[خزی (ریشه)|ریشه خزی]]
|[[خزی (ریشه)|ریشه خزی]]
|[[خزی (واژگان)|مشتقات خزی]]
|[[خزی (واژگان)|مشتقات خزی]]
|
|{{AFRAME|Surah=20|Ayah=134}}
|-
|-
|هون
|هون
|[[هون (ریشه)|ریشه هون]]
|[[هون (ریشه)|ریشه هون]]
|[[هون (واژگان)|مشتقات هون]]
|[[هون (واژگان)|مشتقات هون]]
|
|{{AFRAME|Surah=16|Ayah=59}}
|}
|}


==معانی مترادفات قرآنی ذلت==
==معانی مترادفات قرآنی ذلت==


=== «ذلة» ===
===«ذلة»===
الذل‏: زبونى و خوارى كه در اثر فشار و ناچارى رخ مى‏دهد- افعالش- ذل‏، يذل‏، ذلا- است و اما- الذل- حالتى است بعد از دشوارى و سختى و نقطه مقابل صعوبت است و همچنين الذل- يعنى چموشى و توسنى است بدون فشار و زجر، مى‏گويند: ذل، يذل، ذلا، خداى تعالى گويد: و اخفض لهما جناح‏ الذل‏ من الرحمة- 24/ اسراء يعنى: همچون كسى كه مقهور آنهاست باش‏ كه جناح الذل- 24/ اسراء هم خوانده شده يعنى با پدر و مادر نرمخويى كن و فرمانبرشان باش.


=== «صغار» ===
مگر در مسائلى كه ايمانى است و بخواهند فرزندان را به شرك بكشانند كه مى‏گويد: و إن جاهداك على أن تشرك بي ما ليس لك به علم فلا تطعهما و صاحبهما في الدنيا معروفا- 15/ لقمان يعنى: اگر خواستند تو را از خداى و حقيقت دين دور كنند مپذير اما سخنان نيكو به آنها بگوى گفته مى‏شود- الذل و القل و الذلة و القلة: آرامش و بزرگى، پستى و كاستى.


=== «خزی» ===
خداى تعالى گويد: ترهقهم‏ ذلة- 27/ يونس يعنى پستى و زبونى بر آنها مستولى شد.


=== «هون» ===
و ضربت عليهم الذلة و المسكنة- 61/ بقره و سينالهم غضب من ربهم و ذلة- 152/ اعراف‏ ذلت‏: الدابة و هى‏ ذلول‏: آن حيوان بعد از توسنى و سركشى رام شد و ديگر سواريش سخت نيست.
 
خداى تعالى گويد: لا ذلول تثير الأرض‏- 71/ بقره اشاره به گاوى است كه زمين را شخم مى‏زند و مى‏افشاند در آيه مى‏گويد چنين گاوى نباشد اگر- ذل- يعنى زبون ساختن و خوار كردن نفس از ناحيه خود انسان بر نفس سركشش باشد پسنديده است مثل آيه: أذلة على المؤمنين- 123/ آل عمران‏ و آيات‏ و لقد نصركم الله ببدر و أنتم أذلة- 123/ آل عمران‏ فاسلكي سبل ربك‏ ذللا- 69/ نحل يعنى: رهسپار راههاى پروردگارت باش‏
 
خداى تعالى گويد: و ذللت‏ قطوفها تذليلا- 14/ انسان يعنى آسان شده است.
 
منظور از آسان بودن، چيدن ميوه‏هاى بهشتى است كه كاملا در دسترس بهشتيان است مى‏گويند: الأمور تجرى على إذلالها: يعنى كارها بر راه و روش خود جريان مى‏يابد.<ref>ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏2، ص: 18-16</ref>
 
===«صغار» ===
الصغر و الكبر: از اسامى متضادى است كه با در نظر گرفتن بعضى به بعض ديگر بكار مى‏رود گفته مى‏شود (امورى است نسبى نه مطلق) مثلا چيزى در كنار چيز ديگر كوچك است و در جنب چيز ديگر بزرگ.
 
صغير و كبير: گاهى به اعتبار زمان است، مثلا مى‏گويند: فلان صغير و فلان كبير- وقتى كه سن يكى به اعتبار سن ديگرى كمتر از او باشد و گاهى كوچكى و بزرگى به‏ اعتبار جسم است و زمانى هم به اعتبار قدر و منزلت. در آيات:
 
(و كل صغير و كبير مستطر- 53/ قمر) (لا يغادر صغيرة و لا كبيرة إلا أحصاها- 49/ كهف) (لا أصغر من ذلك و لا أكبر 61/ يونس) در همه آيات فوق صغير و كبير به قدر و ارزش خير و شر و به اعتبار يكديگر ذكر شده.
 
صغر صغرا: كوچكى در برابر بزرگى است.
 
صغر صغرا و صغارا: كوچك شدن و خوارى در برابر عزت است.
 
صاغر: كسى است كه به منزلتى ناچيز و پست و دون، خشنود است در آيه: (حتى يعطوا الجزية عن يد و هم‏ صاغرون‏- 29/ توبه).
 
(تا اينكه به دست خويش در حالى كه حقيرند، جزيه دهند).<ref>ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏2، ص: 401-400</ref>
 
===«خزی»===
خزي‏ الرجل يعنى آن مرد شكسته و فرسوده شد كه يا از ناحيه و جان و نفسش و يا از سوى ديگران خوار شده است چيزى كه جان و نفس آدمى را بفرسودگى و خوارى مى‏كشاند حياء و شرم زياد است و مصدر آن- خزاية- است.
 
رجل‏ خزيان‏ و امرأة خزيى‏- يعنى مرد و زن بسيار كمرو و شرمگين جمع آن- خزايا- است.
 
و در حديث‏
 
«اللهم احشرنا غير خزايا و لا نادمين».
 
(خداوندا ما را نه پشيمان و نه شرمگين محشور فرما).
 
اما خوارى و سرشكستگى كه از سوى ديگران بانسان مى‏رسد نوعى از استخفاف و سبكى است كه در اين معنى مصدرش- خزي‏- است.
 
رجل‏ خزي‏- يعنى مرد سر شكسته و سبك و خوار شده.
 
خداى تعالى گويد: ذلك لهم‏ خزي‏ في الدنيا- 33/ مائده).
 
و إن الخزي اليوم و السوء على الكافرين‏- 27/ زمر).
 
و فأذاقهم الله الخزي في الحياة الدنيا- 26/ زمر).
 
و لنذيقهم عذاب الخزي في الحياة الدنيا- 16/ فصلت).
 
من قبل أن نذل و نخزى‏- 134/ طه).
 
وزن باب افعال از اين واژه در هر دو معنى يعنى- خزاية و خزى‏ أخزى‏ يخزي‏ إخزاء- است.
 
خداى فرمايد: يوم لا يخزي الله النبي و الذين آمنوا- 8/ تحريم).
 
(هنگامه‏اى كه خداوند پيامبر و مؤمنين را خوار و سبك نمى‏كند).
 
و عبارت- لا يخزي‏- نزديك‏تر است هر چند كه جايز است و مى‏تواند از هر دو مصدر باشد.
 
و آيه‏ ربنا إنك من تدخل النار فقد أخزيته‏- 192/ آل عمران) كه در اين آيه از- خزاية- است و مى‏تواند از- خزى- هم باشد و همينطور آيات: من يأتيه عذاب يخزيه‏- 39/ هود).
 
و لا تخزنا يوم القيامة- 194/ آل عمران) و و ليخزي‏ الفاسقين‏- 5/ حشر) و و لا تخزون‏ في ضيفي‏- 78/ هود).
 
و بر اساس آنچه گفتيم معنى فعل- خزى- يعنى خوار شد، در حالتى است كه منشاء خوارى از خود انسان و نفس انسان باشد مثل- الهون و الذل- كه در اينصورت ناپسند نيست چون ديگرى بر او تحميل نكرده است و هر گاه استخفاف و خوارى از سوى ديگر باشد مى‏گويند: الهون و الهوان و الذل- كه در اينصورت ناپسند و مذموم است.<ref>ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏1، ص: 599-597</ref>
 
===«هون»===
هوان‏ دو وجه دارد:
 
1- فروتنى و خود را بزرگ ندانستن كه ستايش ميشود خداى تعالى فرمود:
 
و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض‏ هونا- الفرقان/ 63 آنانكه با تكبر در زمين راه نميروند بلكه متواضعانه راه ميروند، مثل معنى حديثى كه از پيامبر صلى الله عليه و اله روايت شده است كه‏
 
«المؤمن‏ هين‏ لين».
 
مؤمن متواضع و نرم خوست.
 
2- اگر اين صفت يعنى- هون و فروتنى باعث زبونى و سبكى و خوارى شود ناپسند و مذموم است آيات:
 
فاليوم تجزون عذاب‏ الهون‏- الانعام/ 93 و فأخذتهم صاعقة العذاب الهون‏- فصلت/ 17 و و للكافرين عذاب‏ مهين‏- البقره/ 90 و و لهم عذاب مهين‏- آل عمران/ 178 و فأولئك لهم عذاب مهين‏- الحج/ 57 و من‏ يهن‏ الله فما له من مكرم‏- الحج/ 18 هان‏ الأمر- آن كار سبك شد. آيه:
 
علي‏ هين‏- مريم/ 9 و و هو أهون‏ عليه‏- الروم/ 27 و و تحسبونه‏ هينا- النور/ 15 هاؤون‏ بر وزن فاعول هم بهمين معنى است- هاون‏ گفته نميشود زيرا وزن فاعل در اين زبان نيست.<ref>ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏4، ص: 536-535</ref>


==ارجاعات==
==ارجاعات==
[[رده:فرهنگنامه مترادفات قرآن]]
[[رده:فرهنگنامه مترادفات قرآن]]
ویراستار
۹٬۰۷۷

ویرایش