پرش به محتوا

رهایی (مترادف): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «==مترادفات قرآنی رهایی== مترادف های این واژه در قرآن عبارت است از «نجاة»، «مناص»، «انقذ». ==مترادفات «رهایی» در قرآن== {| class="wikitable" |+ !واژه !مشاهده ریشه شناسی واژه !مشاهده مشتقات واژه !نمونه آیات |- |نجاة |ریشه نجو |نجو (واژگان)|مشتقات ن...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۳: خط ۱۳:
|[[نجو (ریشه)|ریشه نجو]]
|[[نجو (ریشه)|ریشه نجو]]
|[[نجو (واژگان)|مشتقات نجو]]
|[[نجو (واژگان)|مشتقات نجو]]
|
|{{AFRAME|Surah=14|Ayah=6}}
|-
|-
|مناص
|مناص
|[[نوص (ریشه)|ریشه نوص]]
|[[نوص (ریشه)|ریشه نوص]]
|[[نوص (واژگان)|مشتقات نوص]]
|[[نوص (واژگان)|مشتقات نوص]]
|
|{{AFRAME|Surah=38|Ayah=3}}
|-
|-
|انقذ
|انقذ
|[[نقذ (ریشه)|ریشه نقذ]]
|[[نقذ (ریشه)|ریشه نقذ]]
|[[نقذ (واژگان)|مشتقات نقذ]]
|[[نقذ (واژگان)|مشتقات نقذ]]
|
|{{AFRAME|Surah=39|Ayah=19}}
|}
|}


==معانی مترادفات قرآنی رهایی==
==معانی مترادفات قرآنی رهایی==


=== «نجاة» ===
===«نجاة»===
اصل‏ نجاء و جدا شدن از چيزى است مثل- نجا فلان من فلان- او نجات يافت و جدا شده فعلش- أنجيته‏ و نجيته‏- است (باب افعل و تفعيل) در آيه گفت:


=== «مناص» ===
و أنجينا الذين آمنوا- النمل/ 53 و إنا منجوك‏ و أهلك‏- العنكبوت/ 33 و و إذ نجيناكم من آل فرعون‏- البقره/ 49 و فلما أنجاهم إذا هم يبغون في الأرض بغير الحق‏- يونس/ 23 (همين كه انسانها را از سختى‏ها نجات داديم مجددا باز در زمين بناحق ستمگرى ميكنند).


=== «انقذ» ===
و فأنجيناه و أهله إلا امرأته‏- الاعراف/ 83 (در مورد نجات لوط پيامبر از عذاب الهى است كه زنش نافرمان بود و عذاب شد).
 
فأنجيناه و الذين معه برحمة منا- الاعراف/ 72 و و نجيناهما و قومهما- الصافات/ 115 و نجيناهم بسحر نعمة- القمر/ 34 (اشاره به نجات پاكان قوم لوط است ميگويد آنها را با دور كردن از شهر نجاتشان داديم و اين نعمت الهى است).
 
و نجينا الذين آمنوا- فصلت/ 18 و نجيناهم من عذاب غليظ- هود/ 58 و در باره نجات يافتن از دوزخ در دنيا و آخرت فرمود:
 
ثم ننجي الذين اتقوا- مريم/ 72 و ثم ننجي رسلنا- يونس/ 103 (پارسايان و تقوى پيشگان و رسولانمان را نجات ميدهيم).
 
نجوة و نجاة- جاى بلند و مرتفع كه در اثر بلندى از بقيه اطراف جداگانه است و گفته‏اند نام بلندى و كوه بلند به نجوه براى اينست كه هر كسى بر بلندى رود از سيل نجات مى‏يابد.
 
نجيته‏- او را ترك كردم بخاطر رفتن بر بلندى كوه، بر اين معنى گفت:
 
فاليوم ننجيك ببدنك‏- يونس/ 92
 
كندن پوست درخت يا گوسفند را هم- نجو- گويند شاعر ميگويد:فقلت انجوا عنها نجا الجلد انه‏/سيرضيكما منها سنام نجاريه‏
 
(شعر از عبد الرحمن بن حسان است ميگويد، بآنها گفتم مثل پوست جدا شده از او دور شويد كه با بلندى كوهانى و يال شترى از آن خشنودتان ميكند).
 
ناجيته‏- اصلش اينست كه او را بر بلندى زمين هدايت كردى يا از- نجات يعنى ياريش كردى تا آزاد شد. يا او را به رازت مطلع كردى.
 
تناجى‏ القوم- در همين معنى اخير است (نجوا كردن و پنهانى رازى را گفتن) در آيه گفت:
 
يا أيها الذين آمنوا إذا تناجيتم فلا تتناجوا بالإثم و العدوان و معصية الرسول و تناجوا بالبر و التقوى‏- المجادله/ 9
 
و آيه‏ إذا ناجيتم‏ الرسول فقدموا بين يدي نجواكم صدقة- المجادله/ 12 نجوى‏- در اصل مصدر است- در آيه گفت:
 
إنما النجوى من الشيطان‏- المجادله/ 1 و أ لم تر إلى الذين نهوا عن النجوى‏- المجادله/ 8 و گفت: و أسروا النجوى الذين ظلموا- الانبياء/ 30 اين آيه آگاهى ميدهد بر اينكه ستمگران به هيچ روى اظهار سخن‏ نميكنند اما نجواى آنها خود را نمايان ميسازد. و گفت:
 
ما يكون من نجوى ثلاثة إلا هو رابعهم‏- المجادله/ 7 واژه نجوى بطور مفرد و جمع هر دو بكار ميرود مثل- هو نجوى- و هم نجوى- گفت:
 
و إذ هم نجوى‏- الاسراء/ 47 نجى‏- همان‏ مناجى‏ يا ندا كننده است كه براى جمع و مفرد بكار ميرود در آيه گفت:
 
و قربناه نجيا- مريم/ 52 (در باره حضرت موسى است كه خداوند ميفرمايد ما او را در طور ندا كرديم و بمقام قرب خويش برگزيديم). و گفت:
 
فلما استيأسوا منه خلصوا نجيا- يوسف/ 8 (همين كه برادران يوسف از پذيرفتن خواهش خود مأيوس شدند خلوت كرده و با هم به آرامى سخن گفتند).
 
باب‏ انتجاء- يعنى برگزيدن ميگويند- انتجيت‏ فلانا- يعنى او را براى راز و سرم برگزيدم.
 
أنجى‏ فلان- به زمين بلندى رفت،- و هم في أرض‏ نجاة- به سرزمينى رسيدند كه از درختانش عصاها و كمان‏هائى بدست آورند- نجا- چوبهائى كه پوستشان كنده شده.
 
بعضى گفته‏اند- نجوت‏ فلانا- يعنى دهانش را بوئيدم كه دليلشان سخن شاعر است كه ميگويد:نجوت مجالدا فوجدت منه‏/كريح الكلب مات حديث عهد
 
اگر نجوت- را بخاطر اين بيت به اين معنى حمل كنيم اين بيت دليلى بر آن معنى نيست، بلكه ميخواهد بگويد: من بسوى او خيزش برداشتم و از بخار دهانش بوى سگ مرده يافتم.
 
نجوة- بطور كنايه مدفوع انسان است، ما أنجاه- او را بهبود نبخشيد.
 
استنجاء- دور كردن مدفوع يا دور كردن درد و اذيت آن از خود، مثل تغوط- كه در همان معنى دفع مدفوع است كه خود را از زحمت خلاص كند.
 
و مثل استجمر- طلب سنگ كردن.
 
نجأة- چشم زدن است، در حديثى است كه‏
 
«ارفعوا نجأة السائل باللقمة».
 
نظر سائل يا متكدى را با لقمه‏اى بر طرف كنند<ref>ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏4، ص: 293-288</ref>
 
===«مناص»===
ناص‏ إلى كذا- يعنى باو پناه برد- ناص‏ عنه- يعنى از او برگشت‏ ينوص‏ فعل مضارع- نوصا- مصدر آن است. مناص‏- پناهگاه در آيه گفت:
 
و لات حين مناص‏- ص/ 3.<ref>ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏4، ص: 411</ref>
 
===«انقذ»===
إنقاذ- رها كردن از ورطه هلاكت و سختى است آيه:
 
و كنتم على شفا حفرة من النار فأنقذكم‏ منها- آل عمران/ 103 نقذ- همان است كه آنرا نجات داده‏اى.
 
فرس‏ نقيذ- اسبى كه از دست ديگران گرفته شود گوئى كه خلاصش كرده‏اى جمعش- نقائذ.<ref>ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏4، ص: 390</ref>


==ارجاعات==
==ارجاعات==
[[رده:فرهنگنامه مترادفات قرآن]]
[[رده:فرهنگنامه مترادفات قرآن]]
ویراستار
۹٬۰۷۷

ویرایش