ورد (ورود)

ریشه «ورد» (WRD)؛ فرود آمدن، وارد شدن در مکانی. این ریشه 9 بار در این معنا در قرآن کریم آمده است.

معنای لغوی

ورد: طبرسى فرموده: ورود در اصل مشرف شدن بدخول است نه دخول: «اصل‏ الْوُرُودِ الاشراف على الدّخول و ليس بالدّخول» راغب ميگويد: ورود در اصل قصد آب است سپس در غير آن بكار رود. در اقرب و مصباح گفته: «وَرَدَ البعير و غيره الماء وُرُوداً» يعنى بآب‏ رسيد بى آنكه داخل شود و گاهى دخول نيز در آن هست: در صحاح آمده: «وَرَدَ وُرُوداً: حضر».

بنا بر اين ورود بمعنى اشراف و نيز بمعنى دخول است‏ وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ‏ قصص: 23. چون بآب مدين رسيد ديد گروهى بچهارپايان آب ميدهند در اين آيه بمعنى نزديك شدن و رسيدن است. و در آيات‏ إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ‏. لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها ... انبياء: 98- 99. يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ‏ النَّارَ هود:98. منظور دخول است.

وَارِد: كسى است كه از رفقا براى آب آوردن جلو افتاده است‏ وَ جاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ‏ فَأَدْلى‏ دَلْوَهُ قالَ يا بُشْرى‏ هذا غُلامٌ ... يوسف: 19. ظاهرا اين تسميه از آنجهت است كه او پيش از ديگران بآب ميرسد يعنى كاروانى بيامد آبدار خويش را فرستادند دلو را بالا كشيد گفت: اى مژده اين پسرى است.

1- وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى‏ رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا. ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا مريم: 71- 72 ضمير «وارِدُها» راجع بجهنّم است يعنى: همه شما اعمّ از نيكوكار و بدكار وارد جهنّم خواهيد شد، سپس پرهيزكارانرا نجات ميدهيم و ستمكاران را بزانو در آمده در آن ميگذاريم.

2- يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ‏ النَّارَ وَ بِئْسَ‏ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ هود: 98. ورد (بكسر اوّل) بچندين معنى آمده: اشراف بر آب. آبيكه بر آن وارد شوند. جماعتيكه وارد آب ميشوند. عطش و غيره.

3- وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلى‏ جَهَنَّمَ‏ وِرْداً مريم: 86 (قاموس قرآن، ج7، ص200-203).

ساخت‌های صرفی در قرآن

وَرَدَ (فعل مجرد): 2 بار

اَورَدَ (فعل باب افعال): 1 بار

وارِد (اسم فاعل): 3 بار

مَورود (اسم مفعول): 1 بار

وِرد (اسم): 2 بار

ریشه‌شناسی

زبان لفظ لفظ با آوانویسی عربی معنای انگلیسی معنای فارسی توضیح منبع
قرآن وَرَدَ وَرَدَ وَرَدَ ورود: مشرف شدن بدخول است نه دخول- وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ‏ قصص: 23. -: «اصل‏ الْوُرُودِ الاشراف على الدّخول و ليس بالدّخول» راغب ميگويد: ورود در اصل قصد آب است سپس در غير آن بكار رود قاموس قرآن، ج‏7، ص: 200
آفروآسیایی *rad-/*rid- رد go, run رفتن، دویدن
آفروآسیایی *rawad- رود descend فرود آمدن
آفروآسیایی *rad- (?) رد foot, trace پا، ردپا
سامی *rVdVw-/*rVdVy- ردو 'go' 1, 'walk, tread' 2, 'beat the ground in running' 3 رفتن' 1، 'راه رفتن، پا گذاشتن' 2، 'در دویدن زمین را کوبیدن' 3
سامی *wVrVd- ورد 'descend' 1, 'come' 2 "افتادن" 1، "آمدن" 2
سامی *w/yVrVd- ورد 'come' آمدن پیشنهاد ارتباط بین سامی و آفرو
اکدی redû 1 رِدُ
اکدی warādu 1 وَرَدُ
عبری rdy, rdw 2 ردی\ ردو
عبری yrd 1 یرد
سریانی rdy, rdw 2 ردی\ ردو
گعز wrd 1 ورد
عربی rdy 3 ردی
عربی wrd 2 ورد
عربی w/yrd 26 و/یرد 6

منابع

ورد (واژگان)

منابع ریشه شناسی 2