خزانه (مترادف)

از قرآن پدیا

مترادفات قرآنی خزانه

مترادف های این واژه در قرآن عبارت است از «قنطار»، «کنز»، «خزائن».

مترادفات «خزانه» در قرآن

واژه مشاهده ریشه شناسی واژه مشاهده مشتقات واژه نمونه آیات
قنطار ریشه قنطر مشتقات قنطر
وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَّا يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا۟ لَيْسَ عَلَيْنَا فِى ٱلْأُمِّيِّۦنَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
کنز ریشه کنز مشتقات کنز
وَأَمَّا ٱلْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَٰمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِى ٱلْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُۥ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَٰلِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن يَبْلُغَآ أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُۥ عَنْ أَمْرِى ذَٰلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا
خزائن ریشه خزن مشتقات خزن
قَالَ ٱجْعَلْنِى عَلَىٰ خَزَآئِنِ ٱلْأَرْضِ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌ

معانی مترادفات قرآنی خزانه

«قنطار»

قنطار: و من أهل الكتاب من إن تأمنه‏ بقنطار يؤده إليك و منهم من إن تأمنه بدينار لا يؤده إليك ...

آل عمران: 75. از مقابله با دينار ميتوان فهميد كه قنطار مال كثير است.

راغب گفته: قناطير جمع قنطره است (قنطره بمعنى پل است) مال قنطره يعنى ماليكه زندگى را راه مياندازد همانطور كه از پل عبور ميكنند اين مال هم زندگى از روى آن عبور ميكند (يعنى مال كافى) و اندازه آن فى نفسه محدود نيست ...

بعضى قدر آنرا چهل اوقيه و حسن آنرا هزار و دويست دينار و بعضى مقدارى از طلا كه پوست گاوى را پر كند گفته‏اند. در مجمع فرموده: قنطار مال كثير و عظيم است، اصل آن بمعنى محكم كردن است «قنطرت الشى‏ء:

احكمته» بقولى اصل آن از قنطرة بمعنى پل است.

... و القناطير المقنطرة ...

آل عمران 14 مقنطره بمعنى قنطار شده و جمع شده است مثل دراهم مدرهمة و دنانير مدنرة مراد تأكيد و كثرت است.

ناگفته نماند قناطير جمع قنطار است چنانكه در مجمع و اقرب گفته و قناطر جمع قنطرة بمعنى پل است ولى راغب قناطير را جمع قنطرة گفته است.[۱]

«کنز»

الكنز: انباشته كردن و قرار دادن مال و ثروت بر رويهم و حفاظت از آنها اصلش از:

كنزت‏ التمر في الوعاء است- يعنى خرما را در ظرف حفظ كردم.

زمن‏ الكناز: وقتى است كه خرما انبار ميشود.

ناقة كناز: شتر فربه و گوشتى.

در آيه- و الذين‏ يكنزون‏ الذهب و الفضة ... 34/ توبه.

يعنى پولها را ذخيره و گنجينه ميكنند و گفت.

فذوقوا ما كنتم تكنزون ... 35/ توبه ‏و لو لا أنزل عليه‏ كنز 12/ هود.

يعنى ثروت و مال زياد.

و كان تحته كنز لهما ... 82/ كهف.

گفته‏اند كنز در اين جا، نوشته‏اى علمى بوده. (كه پدرشان براى آينده‏ آن دو كودك در كنار آن ديوار آنرا پنهان كرده بود)[۲]

«خزائن»

الخزن‏، نگهداشتن چيزى در گنجينه و خزانه، سپس به هر چيزى كه پنهانى، مثل راز و سر حفظ و نگهدارى مى‏شود تعبير مى‏شود.

خداى تعالى گويد:

و و إن من شي‏ء إلا عندنا خزائنه‏- 21/ حجر).

و لله خزائن السماوات و الأرض‏- 7/ منافقون).

كه اشاره بقدرت پروردگار تعالى است بر آنچه كه را كه مى‏خواهد ايجاد كند و بيافريند و يا اشاره بحالتى است كه پيامبر (ص) بآن اشاره فرموده كه:

«فرغ ربكم من خلق الخلق و الرزق و الأجل».

يعنى: (پروردگارتان ايجاد و آغاز آفريدن و رزق و مدت حيات آنها را بپايان رسانده است).

و آيه‏ فأسقيناكموه و ما أنتم له‏ بخازنين‏- 22/ حجر) گفته شده، معناى- خازنين- ثابت قدمان در شكر و سپاسگزارى است، يا اشاره به اين آيه است كه مى‏فرمايد: أ فرأيتم الماء الذي تشربون أ أنتم أنزلتموه ...68/ واقعه).

خزنة- جمع‏ خازن‏- است و در آيه‏ و قال لهم خزنتها- 71/ زمر) در صفت بهشت و دوزخ است.

و آيه‏ و لا أقول لكم عندي خزائن الله‏- 31/ هود).

يعنى: بشما نمى‏گويم كه مقدورات و امكاناتى كه مردم را باز دارد، من دارم، زيرا واژه- خزن- يعنى گنجينه كردن كه نوعى از منع و باز داشتن آنها از ديگران است، و گفته‏اند: خزائن الله‏- يعنى بخشايش گسترده و جهانشمول خداى، و نيز گفته شده معنايش همان امر- كن‏- است يعنى باش و ايجاد شو.

(و لذا پيامبر (ص) مى‏گويد: من چنين قدرتهائى ندارم يعنى به چنان بخشايشى و نه چنان فرمانى).

الخزن‏ فى اللحم- اصلش ذخيره كردن گوشت است كه بطور كنايه بكهنه شدن و متعفن شدن آن گفته شده پس خزن اللحم و خنز- در اصل يكى است يعنى آن گوشت بد بو و فاسد شد كه- خزن و خنز- در يك معنى است.[۳]

ارجاعات

  1. قاموس قرآن، ج‏6، ص: 20
  2. ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏4، ص: 87-85
  3. ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏1، ص: 597-596