اثم (ریشه)

از قرآن پدیا

ریشه «اثم» (ˀT̠M)؛ گناه، جرم. ریشه اثم به 5 صورت صرفی، و در مجموع 48 بار در قرآن کریم به‌کار رفته است.

معنای لغوی

گناه، كار حرام. نام كارهایى است كه از ثواب باز مي‌دارند (قاموس قرآن، ج1، ص24).

ساخت‌های صرفی در قرآن

إثم (اسم): 35 بار

آثِم (فاعل): 3 بار

أثیم (صفت فعیل): 7 بار

أثام (اسم فعل): 1 بار

تأثیم (مصدر باب تفعیل): 2 بار

برای مشاهده تفصیلی آیات، نک: اثم (واژگان)

ریشه‌شناسی

زبان واژه آوانگاری معنا توضیحات ارجاع
فارسی بین‌المللی فارسی انگلیسی
آفروآسیایی باستان čam چَم جمع کردن، پیوستن gather, join Orel, 111 (No. 471)
سامی باستان čum چُم جمع کردن، گردآوری collect, gather
عبری אָשֵׁם، אָשַׁם آشِم، آشَم ˀāšem, ˀāšam (فعل) خلاف کردن، مجرم بودن vb. offend, be guilty أثَمَ، أثِمَ Gesenius, 79-80
אָשֵׁם آشِم ˀāšēm (صفت) مجرم، گنهکار adj. guilty أثیم
אָשָׁם آشام ˀāšām (اسم) خلاف، جرم n. offence, guilt إثام، أثام
اوگاریتی it̠m اِثم چارپایان گوشتی، گاو سفت‌گوشت firm-fleshed cattle عربی. أثیث: متراکم و پرپشت.

وَثیم: پرگوشت

DelOlmo, 125-126
آرامی אָשַׁם آشَم ˀāšam باطل و بیهوده بودن؛ غفلت کردن، مجرم و گنهکار بودن to be waste; to neglect, be guilty Jastrow, 129
אָשָׁם آشام ˀāšām جرم، مرکتب جرم شدن.

«اشم»، نوع خاصی از پیشکش

guilt; guilt-offering

asham, a special kind of offering

حبشی ḥaśama بد بودن، شر بودن، غلط بودن، کج بودن، زشت بودن be bad, be evil, be foul, be deformed, be ugly رابطه با «حشم»: شرمنده کردن

«غشم»: نادانی

رابطه با اثم؟

Leslau, 246
عربی إثم گناه، کار ناشایست مشکور، ج1، ص6

Zammit, 69

منابع

اثم (واژگان)

منابع ریشه شناسی